آرتلی | اخبار هنری آخرین اخبار هنری از ایران و جهان را در آرتلی دنبال کنید

گفتگوی مفصل با حامد همایون: خواننده‌های پاپ مثل یک موج آمده و مثل یک سیل رفته‌اند

گفتگوی کامل با حامد همایون

حامد همایون (عکاس: کورش جوان)

۶۳۵۱۳۳۰۸۷۱۰۸۸۱۰۵۷۳زینب مرتضایی‌فرد: با وجود این کارش گرفته با اینحال خدا را شکر خودش را نگرفته است. بسیار ساده و صمیمی است. همان مهربانی مشهور شیرازی‌ها را دارد و می‌شود صمیمیت و صداقت را در حرف‌هایش حس کرد. حامد همایون که خیلی زود با خواندن چند قطعه موفق شد برای خودش در بازار موسیقی و علاقه‌مندی‌های مردم جا باز کند، با ما از موسیقی، فکرها و علایقش ساده و صمیمی حرف زد. ایشان که این ایام اولین آلبوم خود «از نو عشق» را هم پخش کرده، اولین خواننده‌ای بود که بلیت‌های هر چهار اجرایش در جشنواره موسیقی فجر در چند ساعت به انتهای رسید و برنامه ریزی شده است در زمانی نه چندان دور در دیگر شهرهای ایران هم روی صحنه برود.

ما در عصری زندگی می‌کنیم که به شهرت رسیدن در عرصه هنر به کاری بسیار دشوار مبدل شده است. در همه عرصه‌ها هنرمندان برجسته ظهور کرده و آثاری ماندگار به جای قرار داده‌اند. اینها را بگذاریم کنار شرایط پیچیده امروز که به طنز می‌گویند در ایران تعداد خواننده‌ها از مردم عادی هم بیشتر است! هر خواننده که کارش را شروع می‌کند، از خودم می‌پرسم چگونه جرات کرده به اشتراک این همه خواننده وارد عرصه شود. شما چگونه جرات کردید وارد این عرصه شوید؟
به نظرتان خیلی شجاع هستم؟

برداشت من این است که خیلی محکم جلو آمده و می‌شود گفت شجاعانه حرکت کرده‌اید.
در بیشتر مواقع گفته‌ام حامد همایون یک شخص خاص نیست. ما یک سری هستیم که کارش با عنوان حامد همایون پخش می‌شود. در حقیقت قدم‌های محکم از یک گروه موفق شکل می‌گیرد و در این شرایط است که به قول شما آدم جرات می‌کند محکم قدم بردارد.

شما پیش‌عرصه‌ای در عرصه موسیقی داشتید یا مانند بسیاری از خواننده‌های جوان به تصور اینکه صدایی خوب دارید وارد این عرصه شدید؟
به هیچ وجه جزو دسته دوم نیستم. من قبلا هم در این عرصه اکتیو بودم و به روش حرفه‌ای با موسیقی آشنایی داشتم با اینحال حقیقت این است که قصد نداشتم وارد بازار حرفه‌ای موسیقی شوم و جدی فعالیت کنم. با وجود این کارهایی انجام داده بودم با اینحال ورودم به بازار حرفه‌ای موسیقی از روش آشنایی‌ام با آقای محسن رجب‌پور، مدیر کمپانی ترانه شرقی بود و آقای سامان امامی، تنظیم‌کننده کارهایم هم بانی این آشنایی شد. در حقیقت آقای رجب‌پور برنامه استعدادیابی را شروع کرده و من هم در شکل همین برنامه کارم را با ایشان شروع کردم. باید بگویم جراتی را که می‌گویید آقای رجب‌پور به ما دادند. ایشان در اولین دیدارمان برای من کلاسی گذاشتند و سه ساعت ورژن نوشتند که به چه نحو می‌توانم موفق شوم. بعد به شوخی گفتند دوست دارم دیگر نبینمت با این وجود اگر دوست داری کار کنی، این راه موفقیت است. دو هفته به من فرصت دادند که بروم و فکر کنم. من هم با تفکر تازه برگشتم و کارمان را شروع کردیم. این جرات حاصل تفکر ایشان است، من مجری کار هستم و می‌توانم بگویم خدا خیلی به من لطف داشته که توانایی ایجاد موسیقی، نوازندگی و خوانندگی را دارم با اینحال با این وجود خواستم بگویم ماحصل یک فکریم و به این افتخار می‌کنیم.

کمپانی‌های موسیقی و تهیه‌کننده‌ها در موارد فراوانی با خواننده‌ها درگیری و مساله داشته‌اند. فکر نمی‌کنید اگر خودتان تنهایی کار را شروع می‌کردید، ممکن بود بهتر و بی‌حاشیه‌تر پیش بروید؟
من قبلا هم چند کار خوانده بودم، چرا آنها موفق نشدند؟ مسلما کار کردن با تهیه‌کننده‌ها امکان خوبی برای خواننده‌هاست و به نظرم اگر قرار باشد یک بخش از این چرخه را حذف کنیم، به کار خودمان لطمه وارد می‌شود. خود من قبلا وقتی که شیراز بودم و در آموزشگاه‌ها تدریس می‌کردم، قطعاتی را پخش کردم که دیده نشدند. می‌دانید چرا؟ چون جامعه‌شناسی هنر کار من هنرمند نیست، کار تهیه‌کننده است. ایشان می‌داند به چه نحو می‌شود در بازار موسیقی موفق بود و از این جهت با قطعیت می‌گویم فارغ از همه چیز از پس این کار برنمی‌آمدم.

هم اینک بخوانید:   مصاحبه با «بنیامین بهادری»: متر و معیارم مردم عزیز ایران هستند

تا جایی که می‌دانم شیراز درمقایسه با دیگر شهرها از لحاظ موسیقی موقعیت بهتری دارد.
شیراز در موسیقی قطب است و در اغلب خانواده‌ها به نحوی موسیقی حضور دارد. پدر بنده صدایی خوب داشت و من هم پیانو و تار می‌زدم. با شما موافقم با اینحال با وجود این در شیراز موسیقی قوی است با اینحال هنوز بازار آن حرفه‌ای نیست و به چشم صنعت به موسیقی نگاه نمی‌شود.

با این وجود گمان می نمایم دیر یا زود این موضوع هم رخ بدهد. چون در جشنواره‌های موسیقی می‌بینیم گروه‌هایی که از شیراز می‌ایند اجراهایی قوی دارند و موسیقی را خوب می‌فهمند.
شیراز رکورددار تعداد آموزشگاه موسیقی در ایران است. در بیشتر مواقع گفته می‌شود ما در ایران ضعف علمی داریم و مردم موسیقی آکادمیک نمی‌شنوند. در شیراز کمتر این‌طور است، مردم با موسیقی برخورد جدی‌تر دارند و آموزش برایشان مهم است. کلاس‌های موسیقی کودک پررونق‌ترین کلاس‌ها در شیراز است با اینحال هنوز راه هست تا به بازار موسیقی برسد. با این وجود آقای رجب‌پور به خواهش بنده دو جلسه رایگان برای فعالان موسیقی در شیراز قرار داده و سعی کرده‌اند آنها را راهنمایی کنند.

و به همین دلایلی که مطرح کردید، فکر می‌کنید اگر شیراز می‌ماندید امکان پیشرفت کمتر بود؟
دو سال است به تهران آمده‌ام و رابطه خیلی خوبی با این شهر دارم. چیزی که تهران به من منتقل می‌کند محیط اکتیو برای رقابت کاری است. وقتی شما شیراز زندگی کنی، خیلی کمتر کار جدی می‌کنی. تهران محیط رقابت و کار است. بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده موسیقی از شهرستان به تهران آمده‌اند؛ رضا صادقی و ناصر عبداللهی بدین شکل عملی را کردند و از بندرعباس آمدند اینجا. محسن یگانه از گنبد کاووس آمد تهران خواننده شد و… در شهرستان‌ها هنوز این سخت می باشد که هنر را با نگاه‌های خیلی قدیمی و باستانی می‌بینند و آپدیت نشده‌اند. بدین جهت هم هنرمند جرات پیدا نمی‌کند چارچوب‌های موجود را بشکند و کارش را جدی‌تر ادامه دهد. زندگی در تهران سر و کار داشتن با محیط مدرن است و از روش همین قابلیت ها است که مردم پیرامون همه چیز حتی هنر تصمیم می‌گیرند و گوشی‌شان نقشی مهم در این عرصه دارد. اگر هم قرار باشد چیزی معرفی شود که مردم آن را بپذیرند، باید در همین محیط تازه بتواند خودش را نشان بدهد. اگر قرار باشد با همان شکل و شیوه قدیمی گفته شود که فایده ندارد. از دهه ۵۰ بهترین‌های پاپ و بعدتر هم بهترین‌های موسیقی سنتی را داشته‌ایم و با این وجود کماکان موسیقی سنتی ما به حیات خود ادامه داده است، چون مال خودمان است، صاحبش هستیم و در خون مردم ایران است، بدین جهت به قدرت خودش مانده است.

جشن امضای آلبوم تازه حامد همایون

با این وجود موسیقی ایرانی با انتقادهای فراوان مواجه است و استادان این عرصه از شرایط موجود راضی نیستند.
باور من این است هر جا موسیقی پاپ قوی‌تر شده یا توجه‌ها را به خود جلب کرده، از ابزار موسیقی سنتی سود برده است. من هم سعی کردم چنین عملی را بکنم. با اینکه خواننده موسیقی ایرانی نیستم و درس آواز کلاسیک خوانده‌ام با این وجود به جرات می‌گویم لحنی که استفاده کردیم، لحن فردوسی در شاهنامه است. خوانش من در کارهایم حماسی است که همراه با لحنی ویژه خودمان پیش می‌رود. این ریشه‌ها هستند که هر چیز را نگه می‌دارند. موسیقی سنتی ما خیلی عمیق و در رگ و ریشه ماست. به همین خاطر خواننده سنتی خوب خیلی زیاد داریم. چون مال خودمان است و می‌شود خواننده باورنکردنی و غریب از آن بیرون بیاید با اینحال موسیقی پاپ مال ما نیست، فواصلش غربی است و خیلی کم پیش می‌آید بتواند قدرت فراوانی داشته باشد. شک نکنید هر چیزی هم که در موسیقی ما دلنشین می‌شود، یک ریشه‌هایی از موسیقی سنتی در خود دارد.

هم اینک بخوانید:   آلبوم و فیلم «یادم تو را فراموش» از «مازیار فلاحی» با هم می آیند

و با این وجود در بیشتر مواقع توجه‌ها به موسیقی پاپ بیشتر بوده، زور بیشتری داشته و با این وجود کمتر هم ماندگار شده است.
اقبال با پاپ است با اینحال این اقبال از موسیقی ایرانی عاریه گرفته می‌شود.

پس قبول دارید عمر پاپ کوتاه است؟ کار خودتان هم به نحوی پاپ است. فکر می‌کنید چقدر عمر کند؟
به عنوان کسی که اگر بشود نامم را هنرمند گذاشت، تنها کارم تلاش کردن است و مانند یک سرباز واقعا در حال تلاش هستم. اینکه تا چه اندازه مردم ما را قبول داشته باشند و گوش کنند و نگاه مهربان داشته باشند، نمی‌دانم با اینحال در بیشتر مواقع از خدا می‌خواهم این موضوع‌ها بیفتد. چون بیننده مواردی هستیم که خواننده پاپ ماندگار شده و مردم آثارش را فراموش نکرده‌اند. با وجود این اکثر موارد این‌طور نبوده است؛ خواننده‌های پاپ مانند یک موج آمده و مانند یک سیل رفته‌اند.

کارهایی که مانده‌اند، چه شرایطی را رعایت کرده‌اند؟
عوامل زیاد است و نمی‌توان هم اینک به همه آنها پرداخت با اینحال کاری که کلام ماندگار داشته باشد می‌ماند. مثلا یک شعر از مولانا بخواند، می‌شود. کارهایی هست که قبلا از آدم‌های بزرگ شنیده‌ایم، پاپ بوده با اینحال هنوز زمزمه می‌شود. به خاطر اینکه چارچوب‌ها را رعایت کرده بودند. کلام راحت و ماندگار بوده، نوع گفتارشان از عشق یا هر موضوعی، طوری بوده که با نسل‌ها و دوره‌های مختلف رابطه برقرار کرده و زنده مانده است. از بچه هفت ساله آن نوع گفتار را دوست داشته تا آدم ۵۰ ساله. این نوع خواننده‌ها به نظرم می‌مانند با اینحال خواننده‌هایی که برای یک قشر خاص می‌خوانند امکان دارد همان قشر یک خواننده دیگر پیدا و ایشان را فراموش کند. اگر ۲۰ تا ۳۰ ساله‌ها تنها من را گوش کنند، امکان دارد سنشان برود بالاتر و نخواهند مرا بشنوند و اینگونه فراموشم کنند.

شما و گروه در کلام کارهایتان تا چه اندازه این مسئله‌ها را رعایت می‌کنید؟
روزی که قرار شد من بشوم خواننده ترانه شرقی، یک ایدئولوژی و تفکر تصویب شد؛ قرار شد ما به جامعه‌مان عشق و امید بدهیم، عشق را از نگاه مثبت و خدایی نگاه کنیم. با وجود این قبل از ما هم این کار شده بود با اینحال اغلب کارها آه و ناله و خواندن از غم بوده‌اند. من دوست داشتم کار تازه انجام بدهم با اینحال خیلی جراتش را نداشتم. افرادی که موسیقی حرفه‌ای کار می‌کنند، خیلی در چارچوب قرار می‌گیرند و شکستن این چارچوب هم برایشان ساده نیست. آقای رجب‌پور این اطمینان خاطر را به من داد که مردم چیز تازه می‌خواهند و کارم را می‌پذیرند. بعد هم با گروه کار کردیم و خدا را شکر هنوز نتیجه‌اش خوب بوده است.

جشن امضای آلبوم تازه حامد همایون

خیلی از خواننده‌های جوان آمده و ابتدا مانند شما پرشور و موفق بوده‌اند با اینحال اکنون کارهایشان چنگی به دل نمی‌زند. فکر نمی‌کنید امکان دارد سرنوشت به تکرار افتادن در انتظار شما هم باشد؟
این عزیزانی که شما می‌گویید، افرادی هستند که به هر دلیل علاقه ندارند با تهیه‌کننده کار کنند. اکنون هر دلیلی که دارند… ما در مرحله‌ای هستیم که فکر نمی‌کنم به تکرار بیفتیم، گروه هستیم و این یعنی بیشتر از یک فکریم. چند نفریم و سعی می‌کنیم تکراری نشویم. من معتقدم هر قدر معلومات در یک جمع بیشتر شود، امکان تکراری شدن کمتر خواهد بود. چون مردم قادر اند از سواد خودشان و دیگر عضو های گروه بهره ببرند. خواه سواد موسیقایی، خواه اجتماعی. سواد اجتماعی را هم تهیه‌کننده دارد و خوب می‌داند باید چه کرد که هم موسیقی خوب داشت، هم نظر مردم را جلب کرد. من گمان می نمایم همه بچه‌هایی که گرفتار این موضوع شدند، یک ضلع‌شان می‌لنگد… از منیت و فردگرایی دل خوشی ندارم، در بیشتر مواقع مسیر آدم را سد می‌کنند.

هم اینک بخوانید:   حامد همایون در تهران به نمایش گذاشته شد

اگر روزی کارهایتان تکراری شود، جرات خداحافظی کردن دارید؟
اگر روزی کارهایم تکراری شود… نمی‌خواهم هنوز به این موضوع فکر کنم. قول می‌دهم اگر خدای‌ناکرده این‌طور شد پیرامون اش حرف بزنیم. اکنون که خدا برایم خواسته، به همه آرزوهایم رسیده‌ام و همه تلاشم را می‌کنم در روحیه جامعه تاثیر مثبت بگذارم و به آنها عشق و انرژی مثبت بدهم، این فکر بماند برای بعد.

امیدوارم بخشی از میراث بزرگان ادبیات ایران را که همشهری‌هایتان هم هستند با خودتان از شیراز آورده باشید و واقعا قادر باشید عشق و زندگی را با صدایتان به گوش همه برسانید.
خودم هم امیدوارم این موضوع بیفتد. با این وجود من برعکس حافظ کوچ کرده‌ام.

پس شیوه سعدی را انتخاب کرده‌اید.
در بیشتر مواقع معتقدم عمق کلام سعدی بیشتر است، چون خیلی سفر کرده و سفر آدمی را تولید میکند.

با اینحال مسئله پایانی. گفتید در اوج هستید، به همه آرزوهایتان رسیده و دوست دارید به مردم عشق و انرژی بدهید. کمی صریح بگویم؛ در تمام این سال‌ها مقابل خواننده‌های جوان نشسته‌ام که در قدم‌های ابتدایی حال و روزشان مانند شما خوش بوده با اینحال بعد باد شهرت آنها را با خودش برده است. در چند ماه شده‌اند یک آدم دیگر و هیچ‌کس را نشناخته‌اند. با این وجود به شدت هم نزول کرده‌اند. آیا سال آتی همین موقع اگر خیلی موفق و مشهور باشید، همین حامد همایون مهربان و خوش‌برخورد امروز خواهید بود یا باد شما را هم می‌برد؟
(با خنده) من به شما قول می‌دهم هرگز این موضوع نیفتد. اگر می‌خواهم بمانم، باید همین باشم. عاشق کارم، عاشق مردم و بدون غرور و منیت… و یادم بماند به هر میزان دارم از خداست.

منبع گفتگو: مجله «دیار» |  بازنشر از سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»

در اینجا نیاز است این نکته اضافه شود که جشن امضای آلبوم تازه حامد همایون، ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ در شهر کتاب فرشته برگزار شد. پیشتر قادر اید عکسهای «موسیقی ایرانیان» (عکاس: شانا شهیدی) از جشن امضای آلبوم تازه حامد همایون را مشاهده نمایید.

در بیشتر مواقع میتوانید در آرتلی تازه ترین گفتگو با خوانندگان پاپ و راک را پیگیری کنید. خواهشمندیم دوستان خود را به جمع ما بیافزایید.

لینک منبع