آرتلی | اخبار هنری آخرین اخبار هنری از ایران و جهان را در آرتلی دنبال کنید

گپُ و گفت «موسیقی ایرانیان» با «ناصر ایزدی»: محمدرضا لطفی یک دنیا بزرگی بود

گپُ و گفت «موسیقی ایرانیان» با «ناصر ایزدی»: محمدرضا لطفی یک دنیا بزرگی بود

موسیقی ایرانیان – سودا صمد پور: اسم «مهر» با نیت و نگرش تزریق و پرورش مهر و دوستی، از جانب «ناصر ایزدی» برای ارکسترش انتخاب شده است. ایشان این سری را ابتدا کوچک و کم تعداد تأسیس کرده و در شکل یک آنسامبل ایرانی کارهای را به اجرا در می آورد تا اینکه بر حسب ضرورت و نیاز روز موسیقی و اجتماع موسیقی دوست، این سری را گسترده تر کرده و تغییراتی بنیادی در آن ایجاد کرد. جناب ایزدی با این وجود در مؤسسه راد نو اندیش مدیریت بخش موسیقی را نیز بر عهده دارند و بسیاری سمت ها و فعالیت های دیگر که بسیاری از آن اگاهند و تلاش های صادقانه ایشان را تأیید می کنند. «موسیقی ایرانیان»، با نگاه به ارکستر مهر و موضوعات دیگر موسیقی با «ناصر ایزدی» به گفتگو نشسته است که پیشتر می خوانید.

ناصر ایزدی

ناصر ایزدی

*آقای ایزدی میخواستم قبل از هر سخنی و در شروع گفتگو از شما به خاطر تلاشهای بی وقفه‌ای که برای موسیقی انجام میدهید، تشکر کنم و به شما خسته نباشید بگویم.
من هم خیلی از شما و همکارانتان در سایت «موسیقی ایرانیان» بخصوص جناب آقای ابراهیم مولائی تشکر می‌کنم که به نظر من در این چند ساله بسیار موفق بوده و توانسته اید مخاطبان فراوانی را جذب کنید.

*بعنوان اولین پرسش با استناد به اجرای واپسین ارکستر ملی مهر در نکوداشت استاد جواد معروفی، میخواستم کمی در باب سابقه و تاریخچه این ارکستر برایمان شرح بدهید؟
بخاطر دارم که از همان ابتدای فعالت موسیقی ام بر این فکر بودم که ارکستری تشکیل بدهم که بر عشق و دوستی پایه گذاری شده و آثاری که اجرا می‌کند هم در همین مسیر باشد، بدین جهت این ارکستر را در سال ۱۳۷۳ پایه گذاری و تاسیس و اسم مهر را برای آن برگزیدم. پیش از هرچیز ما یک گروه جمع و جور و کوچکتری بودیم که آنسامبل ایرانی داشت و تنها سازهای ایرانی در آن به اجرا می پرداختند، با اینحال بعد از چند سال که که از عمر گروه گذشت و با استناد به آهنگهایی که می ساختم به این نتیجه رسیدم که نیاز به سازهایی تازه دارم که صدادهی دارای اختلاف و گسترده تری داشته باشند و با این وجود این صدادهی بر مبنای کارهای ارکسترال ایرانی باشد، بدین جهت ترجیح دادم که برخی از سازهای کلاسیک را هم وارد ارکستر کنیم که بالاخره بشکل گروهی با ترکیبی از سازهای ایرانی و کلاسیک و یا همان ارکستر ملی سود که هم اینک با این ارکستر کارهایمان را اجرا می کنیم.

ناصر ایزدی

ناصر ایزدی

*اگر برای شما علاقه مندان مقدور است کمی هم در باب اجراهای سال جاری ارکستر مهر بفرمایید؟
امسال سال نسبتا خوبی برای ما بود، چهار اجرا داشتیم که کلیه آهنگهای آن با استناد به ملودیهایی از استاد همایون خرّم و استاد جواد معروفی بود. با این وجود باید این نکته را ذکر کنم با اینکه علاقه شخصی بسیار فراوانی به کارهای اساتید قبلی دارم، با اینحال مبنای اجراهای ارکستر ملی مهر را کارهای تازه قرار داده و کمتر به اجرای کارهای گذشتگان می پرداختیم، چون فکر میکنم که بسیاری از دوستان هنرمند اینکارها را اجرا کرده و می کنند، با اینحال به دلیل شکل برنامه ریزی ها تصمیم گرفته شد در کنسرتهای امسال آهنگهای اساتید قدیمی را اجرا کنیم. ما هم سعی کردیم برای دارای اختلاف بودن با اجرای دیگر دوستان تا آنجا که برایمان مقدور بود اجراها را به اصل اثرها نزدیک قرار داده ، بدون اینکه در این کارهای دست ببریم و تنظیمش را عوض کنیم، چون فکر میکنم که این آهنگها حالت نوستالژیک داشته و مردم با آنها خاطره دارند و بهترین کار این است که آهنگ ها را به همان شکل اصلی اجرا کنیم. مثلا اگر اونیسون بوده، اونیسون و اگر چند صدایی بوده به شکل چندصدایی یا اگر سازی بکار گرفته شده یا کلام بشکلی ویژه ادا شده دقیقا همان را اجرا کنیم و تمام هم و غم خودمان را بر این گذاشتیم که کارهای بطور کلی به همان شکل اصلی خودش حتی از لحاظ مدت لحظه اجرا شود.

*لطفا کمی هم در باب مشکلاتی که بر سر راه ارکستر می باشد صحبت کنید.
با این وجود در مسیر تمامی ارکسترهای خصوصی ناهمواری ها بسیارند با اینحال قرار نیست ما تسلیم آنها شویم. بطور مثال در اجراهای امسال نتوانستیم یکی از کنسرت هایی را که در نظر داشتیم و برنامه ریزی کرده بودیم برگزار کنیم. جدای از آن ما واقعا با مشکلات فراوان تمرینات خودمان را برگزار میکنیم مثلا با شرایطی که میدانید برای ارکستر سمفونیک یا ارکستر ملی غیر از خدمات رسانی های مالی و در دست گذاردن مکان تمرین، سازهایی مانند کنترباس یا پیانو می باشد که برای استفاده در دست نوازنده میگذارند که با این وجود این قابلیت ها و با این وجود خیلی بیشتر از این در دنیا برای تمامی ارکسترها می باشد و چیز غریبی نیست با اینحال در کمال تاسف ما اصلا هیچ کدام از این خدمات رسانی ها را نداریم. نه به لحاظ مالی خدمات رسانی میکنند، نه مکانی برای تمرین در اختیارمان قرار میدهند. نوازنده کنترباس باید هر نشست ساز خود را همراه بیاورد یا باید حتما خودمان پیانو تهیه کنیم و… اینها هر یک معضلی است. شهرداری هم که یکی از ارگانهایی است که در تمام دنیا به فرهنگ کمک میکند اصلا هیچ هم کاری در این عرصه ها ندارد و نهایتا تنها کاری که این سازمان متمول انجام میدهد اینست که یک ارکستری را آن هم به شکل محدود تجمیع کند و…. ممکن است سالها پیش در یک دوران کوتاهی شهرداری کمک محدودی میکرد، با این وجود بعد از آن وقت هیچ کار مخصوصی انجام نداده است. با این وجود امیدوارم این مشکلات از سر راه گروه‌های موسیقی برداشته شود تا قادر باشند فعالیتهای موسیقایی بیشتری داشته باشند. این فعالیتها دلیل میشود که نشاط و شادی به جامعه برگردد و یک جامعه بشاش و سرزنده داشته باشیم. امیدوارم مسئولین کمی هم دغدغه فرهنگ داشته باشند و دلسوزانه تر با این مسئله برخورد کنند.

ناصر ایزدی

ناصر ایزدی

*اگر امکان دارد در باب عضو های ارکستر مهر بفرمایید؟
حدودا اکثر عضو های ارکستر ملی مهر افرادی هستند که سالیان سال است با من کار میکنند، بسیاری از آنها از دوران کودکی و نوجوانی همراه با من بوده اند و الان باید در اینجا این خبر خوب را به شما بگوییم که در موسیقی مشهور هستند. افرادی که کنسرت های ما را مشاهده کرده اند همگی به تواناییهای این مردم معترف هستند و من به هم کاری با این دوستان افتخار میکنم. ارکستر ما ارکستری است که بر مبنای مهر و دوستی شکل گرفته و این عزیزان هم با عشق در این ارکستر که به خودشان تعلق دارد فعالیت میکنند، کنسرت میدهند، سی دی ضبط میکنند و…. چون میدانند اینجا محیطی هست که با عشق شکل گرفته و با این وجود با میل قلبی در ارکستر حضور یافته و با همدیگر کار میکنیم. نفرات تازه هم که به ارکستر اضافه میشوند باید در اینجا این خبر خوب را به شما بگوییم که اکثرا بعد از اولین اجرا به همین شکل کارشان را ادامه میدهند. عضو های ارکستر مهر باید در اینجا این خبر خوب را به شما بگوییم که همه نیروهای جوانی هستند که خیلی خوب تلاش میکنند و آتی بسیار درخشانی دارند و مطمئنا اگر بتوانیم فعالیت ارکستر را ادامه بدهیم حتما بهترین خواهند شد، چون مبنای این ارکستر دوستی و عشق همراه با نظم و انضباط است که من در بیشتر مواقع تاکید فراوانی روی آن دارم و به همین خاطر مطمئنم که فعالیت هایمان همانند قبل خیلی خوب پیش خواهد رفت. با این وجود در طول این مسیر که داشتیم خیلی از دوستان آمدند و رفتند، چندین عدد از آنها به خارج از کشور رفته و فعالیت خودشان را در کشورهای مختلف ادامه میدهند، برخی هم آمدند با اینحال نتوانستند خودشان را با گروه هماهنگ کنند، خوب در نتیجه آنها نمی مانند، با اینحال من از همه متشکرم. چه آنهایی که از اولین قدم تا الان همراه ما بوده اند و چه آنهایی که به هر دلیلی همراه با ما نیستند.

هم اینک بخوانید:   گپُ و گفت «موسیقی ایرانیان» با «فرامرز گرمرودی» پیرامون داشته های موسیقی ایران و آذربایجان

با این وجود باید این نکته را ذکر کنم که شکل رابطه من با بچه های ارکستر در حقیقت دو جنبه دارد. یکی اینکه خیلی با هم دوستیم، بیرون میرویم، گپ میزنیم، از مسایل شخصی صحبت میکنیم و در حقیقت مانند یک خانواده هستیم و یک بخش دیگر هم جدیت و سختگیری در کار هست که حتما باید وجود داشته باشد، و باید در اینجا این خبر خوب را به شما بگوییم که دوستان همگی این را پذیرا هستند و بطور کلی با من همراهی می کنند.

ناصر ایزدی و بردیا صدر نوری

ناصر ایزدی و بردیا صدر نوری

*اگر اجازه بدهید برویم سراغ فعالیت های شما در مؤسسه فرهنگی و هنری «رادنواندیش»، کمی از کارهایتان در این مؤسسه پرکار در سالی که گذشت، برای ما شرح بدید؟

قبل از هر سخنی پیرامون این مثال باید ابتدا از روحیه جمعی، گذشت و احترام و هم کاری عاشقانه و صمیمانه پرسنل رادنواندیش تشکر کنم که از عوامل مهم پیشرفت در کلیه کارهای این مؤسسه هستند. بخش اعظم وقت و فعالیت‌ها یا واضح تر بگویم زندگی من در سالهای واپسین در مؤسسه رادنواندیش قبلی. حدودا ۴ سال است که به اتفاق دوست عزیزم و یکی از عضو های ارکستر ملی مهر و مدیر مسئول مؤسسه رادنواندیش، جناب آقای بردیا صدرنوری که در بیشتر مواقع همراه و حامی ما بوده بخش موسیقی مؤسسه را راه انداخته ایم و مدیریت این بخش بر عهده بنده قرار داده شد. از همان ابتدا چند هدف را در مؤسسه دنبال میکردم و یکی از برنامه هایی که داده بودم، همین اجرا نکوداشت برای اساتید مختلف بود و هدف این بود که نشان بدهیم که این عزیزان چقدر ارزشمند هستند و ما چگونه قدردان هنر آنها و زحماتی که برای فرهنگ کشیده اند هستیم و از نو آثارشان را به اشکال مختلف به نمایش و اجرا بگذاریم. با اسم نمونه در تازه ترین بزرگداشتی که به وسیله مؤسسه برگزار کردیم نکوداشت استاد جواد معروفی بود که آقای سامان احتشامی خواب های طلایی و فانتزی ژیلا را با برداشتی نو اجرا کردند، آقای پویان آزاده راپسودی اصفهان و همایون را از همین استاد به اجرا گذاشتند و ارکستر مهر هم دو آهنگ از ساخته های استاد جواد معروفی و نیز دو آهنگ که استاد معروفی آنها را تنظیم کرده بودند را با صدای دو خواننده جوان و با آتی ارکستر امیر رفعتی و محمد صرفه جو اجرا کرد.

*استقبال مخاطبین هم که حتما دلگرم کننده بوده. درست است؟
خیلی از افرادی که این کارهای را نشنیده بودند لذت بردند و با این کارهای آشنا شدند و آنهایی هم که شنیده بودند برایشان بازگشتی به قبلی بود. یا مثلا در بزرگداشت استاد توکل چندین اثر از ایشان اجرا شد، به علاوه از طرف دیگر در نکوداشت استاد گلچین آثاری که ایشان در قبلی ها با صدای زیبای خود خوانده بودند اجرا شد، در بزرگداشت عباس خوشدل و حسن ناهید هم به همین شکل و … در کل در بزرگداشت‌های اساتید بازگشتی داریم به آثاری که این هنرمندان از خودشان بجا قرار داده اند که عده ای از آنها در کمال تاسف فراموش شده اند و این مراسم دلیل میشود که بخصوص نسل جوان این کارهای را از نو بشنوند و بدانند که این هنرمندان چقدر برای فرهنگ این سرزمین تلاش کرده اند و بدین باعث قدردان این هنرمندان باشند. با این وجود با استناد به این شرایط استاد همایون خرّم را هم نباید فراموش کرد که ما به شکل ویژه برای ایشان در شکل جشنواره و جایزه همایون خرّم و اجرا کنسرت، نکوداشت برگزار کرده ایم. واقعا انسان وقتی کارهای ایجاد شده این هنرمندان را میشنود پی میبرد که درون این اساتید تا چه اندازه سرشار از ملودیهای دلچسب بوده و این آهنگها چقدر احساس خوبی و پاکی در بر داشته و به چه نحو انسان را به جهان دیگری میبرد. من فکر میکنم بهترین شکلی که میتوانیم یاد این بزرگان را زنده نگه داریم، چه آنها که همراه با ما هستند و چه آنها که در کمال تاسف در قید حیات نیستند، اجرای کارهای این عزیزان است، با اینحال دقت کنیم وقتی میخواهیم برای اساتید نکوداشت برگزار کنیم خوب است که کارهای را به همان شکل اصلی اجرا کنیم، با این وجود تنظیم کارهای گذشتگان هم هیچ اشکالی ندارد بشرط اینکه آسیبی به اصل اثر نزند.

هم اینک بخوانید:   تولید باغ - مزار «محمدرضا لطفی» شروع شد

*از نکو داشت هایی که از روش رادنو اندیش برگزار می کنید بیشتر بگویید.

ناصر ایزدی

ناصر ایزدی

خدمتتان عرض میکردم یکی از برنامه هایی که در همان ابتدای هم کاری من با مؤسسه رادنواندیش با دوست عزیزم بردیا صدرنوری در باب آن به توافق رسیدیم اجرا این نکوداشتها بود که در حقیقت احترام گذاردن به هنر پیشکسوتان است. باید در اینجا این خبر خوب را به شما بگوییم که آقای صدرنوری خیلی در این عرصه اکتیو و خیلی علاقمند هستند که احترام به بزرگترها فراموش نشود، و در بیشتر مواقع سعی میکنند در رفتار و کردارشان احترام به بزرگتر و اخلاق را رعایت کنند و این هم از تربیت خانوادگی ایشان سرچشمه میگیرد که بسیار برای من محترم و ارزشمند است.

*معیارهای مخصوصی در اجرا این نکوداشت ها مد نظرتان است؟
خیر. در اجرا نکوداشت‌ها چیزی که برای ما مدنظر بوده فعالیت هنری و زحمتی بوده که اساتید برای فرهنگ کشیده اند، به همین خاطر اصلا سعی نکردیم هیچ فرد ویژه یا طرز تفکر مخصوصی را انتخاب کنیم. در بیشتر مواقع سعی کردیم متنوع کار کنیم. ما از استاد همایون خرّم، عباس خوشدل، حسن ناهید، احمد وثوق احمدی، شیون فومنی، میلاد کیایی، نادر گلچین، فضل‌اله توکل، ناصر فرهنگ فر تجلیل کردیم. برای ما فرقی نمیکند که این اساتید چه طرز تفکری داشتند و یا چه افرادی کار آنها را دوست داشتند. برای ما فعالیت خالصانه هنری آنها مهم بوده و اصلا با اسم مثال ژانر موسیقی برایمان مهم نبوده است. با این وجود این همان چیزیست که من در آن زمانی هم که در آوای شیدا بودم و با استاد لطفی کار میکردم یا در رادیو بعنوان کارشناس مهمان دعوت میکردم یا در برنامه آینه جام و یا بهارستان که سالیان قبل از شبکه یک سیما پخش شد هم در نظر داشتم و در بیشتر مواقع در زندگی شخصی هم سعی میکنم به همین گونه رفتار کنم. اصلا برایم مهم نیست که آدمها شکل مسیرشان با من دارای اختلاف است حتی مهم هدفشان است. اگر هدف هنر و احساسات پاک انسانی است شکل و ژانر کار ارزش ندارد، برای ما همه عزیز و محترم هستند و با عقاید و افکارشان کار نداریم.

*در صحبتهایتان اشاره ای کردید به جشنواره و جایزه همایون خرّم، لطفا در باب این جشنواره شرح بدهید؟
نمونه دیگری از فعالیتهای مؤسسه رادنواندیش در عرصه موسیقی، اجرا جشنواره و جایزه همایون خرّم (نوای خرّم) است. عضو های اصلی شورای سیاستگذاری این جشنواره آقای بردیا صدرنوری مدیر مسئول مؤسسه و مدیر جشنواره، رضا خرّم به نمایندگی از خانواده استاد خرّم و بنده هم بعنوان مدیر موسیقی مؤسسه و دبیر جشنواره هستیم. با این وجود در جلسات بجز خانم فراهانی که بعنوان مدیریت عملیات مؤسسه کمپانی میکنند هر بار نفرات متفاوتی درمقایسه با نیاز در جلسات حضور دارند. جشنواره و جایزه همایون خرّم بنظر من نمونه یک جشنواره موفق و بطور کلی با نیت در کشور ماست. جشنواره ای که به وسیله بخش خصوصی برگزار میشود و با وجودیکه تنها سه سال از عمر آن میگذرد میتواند بعنوان یک الگوی نمونه برای دیگر جشنواره ها مد نظر باشد. جدا از ویژگیهای فنی و اجرایی این جشنواره که در نوع خودش منحصر بفرد است. یکی از تازه گیهای این جشنواره با شرایطی که در اسم آن هم آمده عنوان جایزه است، که در این جشنواره غیر از برگزیدگان اصلی که جوایز نفیسی دریافت میکنند به کلیه پذیرفته شدگان در مرحله اول هم بدون استثنا جایزه تعلق میگیرد و این بنظرم برای کمپانی کننده ها که همگی پایین هجده سال هستند خیلی دلنشین است. در باب تعداد کمپانی کنندگان هم همانگونه که قبلا دوستان همکار، محاسبه را پخش کرده اند، روند صعودی و بسیار با مزه ای را طی میکند و ما از این امر بسیار خوشحالیم و امیدواریم استقبال بازهم هم ادامه بیابد و ما هم بتوانیم هر سال جشنواره را با تلاش خودمان پربارتر کنیم.

ناصر ایزدی

ناصر ایزدی

*اهدافی که در مؤسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش دنبال می کنید چیست؟
آنچه که ما در بزرگداشتها و در دیگر فعالیتهای فرهنگیمان در بیشتر مواقع در نظر داریم، اعم از آثاری که تولید میکنیم، یا در کنسرتهایی که برگزار میکنیم، یا انتشار کتاب، که پایین نظر واحد انتشارات مؤسسه است، عدم جهت گیری فکری است. قبلا هم خدمتتان عرض کردم اصلا برای ما مهم نیست که مردم در چه ژانری تلاش نموده و ما این تفکر را دوست داریم یا نداریم. آن چیزی که ارزش دارد این است که این هنرمندان تلاش فرهنگی میکنند و اثری ایجاد میکنند. بطور مثال موسیقی محلی کار میکنند، موسیقی کلاسیک ایرانی کار میکنند، کار ارکسترال میکنند، حتی برایمان فرق نمیکند که شکلهای دیگر موسیقی مثلا پاپ را انجام میدهند. مهم کیفیت کارهای است نه شکل کارهای، کیفیت آنها باید در استانداردهای ما (اشاعه ی اصالت فرهنگی) بگنجد. اکنون چه ردیف موسیقی ایرانی باشد، چه موسیقی کلاسیک و چه موسیقی پاپ. اینها همان چیزیهایست که در مؤسسه رادنواندیش پیاده میکنیم.

* به فعالیتهای خودتان با استاد لطفی و آوای شیدا اشاره کردید اگر امکان دارد کمی پیرامون این مثال صحبت بفرمایید.
من قبل از بازگشت استاد لطفی به ایران چندین سال شاگرد ایشان بودم و هر بار هم که به ایران تشریف میاوردند خدمتشان کلاسها را ادامه میدادم. در عرصه نشر کتاب شیدا هم که به وسیله دوست عزیزم آقای مسعود کازری و کتاب خورشید صورت میگرفت از چاپ دوم اولین شماره این کتاب تا شماره هفتم آن، مسئولیت بازنگری مقالات موسیقایی که ایشان از خارج از کشور ارسال میکردند بر عهده من بود. با اینحال در باب اینکه به چه نحو کار در آوای شیدا را شروع کردم باید خدمتتان عرض کنم که در یکی از سفرهایی که استاد لطفی به ایران داشتند، در یک مهمانی ایشان را دیدم و به من گفتند فردا صبح جهت کاری به آوای شیدا بروم. روز بعد که خدمتشان رسیدم فرمودند با استناد به اینکه من در ایران اقامت ندارم میخواهم مدیریت مؤسسه آوای شیدا را به تو بسپارم و امیدوارم با استناد به شناختی که از شما دارم و میدانم عاشقانه موسیقی ایرانی را دوست دارید، امیدوارم اینجا را به حالت یک مؤسسه مشهور در حد آثاری که تولید میشود در بیاورید. من هم چون واقعا به ایشان خیلی علاقه داشتم خیلی خوشحال شدم و پذیرفتم و از آن وقت تا روزی هم که در آوای شیدا بودم سعی کردم همه کارها را به بهترین نحو انجام بدهم و اصلا فکر نمیکردم که ایشان خوششان بیاید یا نه. در بیشتر مواقع به من میگفتد و در نوشته هایی هم که به من داده اند نیز هست، که تو عاشقانه موسیقی ایرانی را دوست داری و بدین جهت در مواردی که فکر من با نظر ایشان یکی نبود آنرا میپذیرفتند و کاری را که من میخواستم انجام میدادیم. یکی از بزرگیهای ایشان این بود که وقتی به کسی اعتماد میکرد نیمه راه از فکرشان برنمیگشتند، در بیشتر مواقع بر این باورم که آقای لطفی یک دنیا بزرگی بود.

هم اینک بخوانید:   پیگیری پیرامون گمانه‌پردازی‌های مطرح‌شده پیرامون سی‌ودومین جشنواره موسیقی فجر در گفتگو با «حمیدرضا نوربخش»

*چه خروجی ها و نتایجی از تلاش های آقای ایزدی در آوای شیدا صورت گرفت؟

ناصر ایزدی

ناصر ایزدی

من در آوای شیدا ماندم و آنجا را سروسامان دادم، فکر کنم در طول یکسال و نیم ۹ اثر از ایشان را پخش کردیم. تمامی کارهای قبلی ایشان را از روی ریل های قدیمی با کمک آقای انزابی پور پالایش کردیم. بیاد دارم که از اثر سپیده (ایران ای سرای امید) ریل خوبی نداشتیم که آن را از جناب هوشنگ ابتهاج (سایه) عزیز گرفتم، یا برخی از کارهای که بصورت کاست در اول انقلاب پخش شده بود را گوش بفرمایید، مانند به خاطر عارف، تمپوی آن خیلی پایین بود و بعنوان مثال صدای خواننده اثر (استاد محمدرضا شجریان) اصلا کیفیت مناسبی نداشت. بنده با کمک دوستان از نوَ آن را به سرعت اصلیش برگرداندیم. خیلی سعی کردم در مدتی که آنجا بودم کارهای استاد را به آن شکلی که در شأن موسیقی ایران و ایشان هست از نو باز تولید کنیم و با این وجود در اینجا می بایست از دیزاین‌های زیبای آقای فرامرز عرب نیا برای این کارهای نیز یاد کنم که بطور کلی با کیفیت کارهای همخوانی داشت. بعد از بازگشت استاد لطفی من فکر کردم حال که استاد برگشته اند بهتراست من هم به کار اصلی ام که همان آهنگسازی و ساز زدن و کارهای ارکستری بود برگردم. در حقیقت بعد از بازگشت ایشان دیگر شرایط به شکلی بود که سخت میشد در آنجا ماند و فکر میکردم دیگر نیازی نبود که من هم آنجا باشم. ممکن است وجود من زمانی ضروری بود که کسی نبود به شرایط سر و سامان بدهد و با حضور ایشان کارها با استناد به نظر خودشان بخوبی پیش میرفت.

*برخوردهایی که با استاد لطفی بعد از بازگشت به ایران شد، بسیار دارای اختلاف بود، لطفا پیرامون این مثال برای ما بگویید.
پیش از هرچیز از یکی از خصوصیات ایشان بگویم که خیلی آدم صریحی بودند و من بخاطر دارم حتی در مقالاتی که برای کتاب شیدا مینوشتند و ارسال میکردند این روشنی لهجه وجود داشت، بشکلی که گاهی مجبور میشدم برخی از قسمتهای این مقالات را حذف کنم و یا آن مقاله‌ای که برای جلد سی دی خموشانه نوشتند و من خیلی از بخشهای آن را قبل از چاپ حذف کردم، حتی آقای لطفی در بیشتر مواقع میگفت که شما سانسورچی من شده ای و نمیگذاری من حرفهایم را بزنم. با اینحال من اینجا زندگی میکردم و با روحیه و بی مهری بسیاری از افرادآشنا بودم و خیلی از معضلات را میشناختم و میدانستم با خصوصیاتی که آقای لطفی دارند، نمیگذارند راحت به کارهایشان ادامه دهند. در بیشتر مواقع سعی بسیار میکردم توجه استاد را به این موارد جلب کنم با اینحال ….. در باب برخوردهایی که بعد از ورود به ایران با ایشان شد، من بدلایل شخصی تا بحال پیرامون این مثال صحبت نکرده ام و اصولا در بیشتر مواقع سعی میکنم کمتر وارد مسائل حاشیه ای بشوم. با اینحال الان فکر میکنم با استناد به اینکه ایشان در قید حیات نیستند و امکان بازگو کردن خیلی صحبتها نیست و از جهت دیگر چون از این مسائل لحظه فراوانی قبلی، ممکن است اگر تنها از بخش کوچکی از کم لطفی هایی که در حق ایشان شده صحبت کنم تلنگری برای همه ما باشد که دیگر اشتباهاتمان را برای دیگر بزرگان تکرار نکنیم، در بیشتر مواقع یاد آن سالها که میافتم بی درنگ یاد شعر سایه میافتم: از داد و وداد آنهمه گفتند و نکردند، یارب چقدر فاصله دست و زبان است…چقدر همه میگفتند استاد لطفی به ایران بیایید ما چنین و چنان میکنیم و… با اینحال چه کردند؟ کم لطفی و کم لطفی و کم لطفی… از همان بدو ورود استاد لطفی به ایران و شروع برخوردها و… خیلی دلم میگرفت. در کمال تاسف جو نامناسبی حاکم شده بود و این فضا خیلی ها را درگیر کرد، بشکلی که اگر به لطفی بد نمیگفتند انگار از قافله عقب مانده بودند. خیلی کم لطفی کردند، با این وجود یکسری مسایلی بود که خود استاد باید بیشتر توجه میکردند، مانند شرایط جامعه و روحیه آدمها و … با این وجود به نظرم اگر کمی کمی محتاط تر صحبت میکردند، بهتر بود. یکسری باورها هم عقاید شخصی استاد لطفی بود که برخی ها سعی در بزرگ جلوه دادن آن داشتند تا از این طریق ایشان را نقد نمایند، به جای اینکه به نقد هنری ایشان بپردازند. در یک کلام قدر لطفی را ندانستیم.

*با اسم حدیث آخر این گفتگو اگر مایل هستید نوشته ای بفرمایید.
یادمان باشد بزرگی آدمها را باور کنیم. ما هم ممکن است روزی بزرگ شویم، آنوقت اگر یک کوچکتر در باب ما حرمت شکنی کند خیلی ناراحت خواهیم شد. امیدوارم دیگر در باب هیچ هنرمندی بیننده برخوردهای تلخ و بی مهری نباشیم. اطمینان دارم بسیار افرادی هستند که دیگر رفتار آن روزهای خودشان را پسندیده نمیبینند و من امیدوارم دیگر هرگز خیلی از رفتارها تکرار نشود.

*جناب ایزدی در انتهای از اینکه وقتتان را در دست ما گذاشتید از شما تشکر میکنم.
من هم از شما متشکرم.

اگر به موسیقی سنتی علاقه مند هستید و دوست دارید گفتگو با خوانندگان موسیقی سنتی را پیگیری کنید با آرتلی همراه باشید. به علاوه از طرف دیگر خواهشمندیم دوستان خود را به جمع ما بیافزایید.

لینک منبع