آرتلی | اخبار هنری آخرین اخبار هنری از ایران و جهان را در آرتلی دنبال کنید

گپُ و گفت «موسیقی ایرانیان» با «علی اکبر شکارچی»: نوآوری راستین، واقعا تربیت راستین می خواهد

گپُ و گفت خودمانی با «علی اکبر شکارچی»

علی اکبر شکارچی

موسیقی ایرانیان – مهدی فیضی صفت: «علی اکبر شکارچی» یکی از اساتید مسلم موسیقی در عرصه موسیقی ردیف ابزاری شمرده می شود که موسیقی نواحی ایران را هم نیک می شناسد این نوازنده کمانچه ایرانی به روش تخصصی در عرصه موسیقی لری سال ها به تحقیق و آهنگسازی پرداخته و آزمایشات گرانبهایی را اندوخته است. در روزگاری که موسیقی های الکترونیک بر موسیقی سنتی و موسیقی جاهای ایران سایه افکنده اند، علی اکبر شکارچی از ظرفیت های عظیم موسیقی نواحی ایران سخن بیان میکند و دفاع می کند. خالق آثاری مانند «ایجاد لر» و «کوهسار»، موسیقی نواحی را مادر موسیقی ابزاری می داند با اینحال وانگهی اعتقاد دارد ردیف های طولانی، مخاطب را خسته کرده و حوصله ایشان را سر می برد. گفت و گوی سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» را با «علی اکبر شکارچی» در خصوص موسیقی نواحی ایران را پیشتر می خوانید.

* می خواهیم ابتدا دیدگاه شما را در باب موقعیت موسیقی نواحی و موسیقی سنتی در ایران بدانیم. شرایط را به چه نحو ارزیابی می کنید؟

بخشی از این موسیقی را که دارند کار می کنند و روی همان اصالت و خصوصیت های موسیقی محلی خودشان پایدار هستند. جشنواره هم بهترین گواهش است. یعنی مواد مسابقه ما بیش از موسیقی هایی هستند که ریشه کهن دارند، اصیل هستند و از قدیم بوده اند. محور موسیقی ما هم عمدتا تک نوازی است با اینحال این عده به جای این که تک نوازی شود، آمده اند برای این که پیشرفت بدهند و کاری کنند، موسیقی گروه نوازی را هم وارد کرده اند. آنها به مجرد این که وارد گروه نوازی می شوند، از خصوصیت خاص خودشان عدول می کنند چون نمی دانند این دو گوهر را به چه نحو با یکدیگر قاطی کنند. شما قادر اید شکر را با آب قاطی کنید با این وجود نمی توانید نفت را با آب مخلوط نمایید. یا اگر هم این کار را انجام دهید باید آنالیزهای دیگری داشته باشید. از این جهت آن آنالیزها، شیوه ها و شگردهایی بنا شده بر خصوصیت ها دارد مانند اپرای کوراوغلو که مضاف بر اینکه مُهر آذربایجان را بر پیشانی دارد، می تواند یک کار دیگری را بوجود بیاورد که در حقیقت هم جالب و هم قابل شنیدن و هم قابل سود بردن به وسیله دیگران باشد. به همین خاطر در موسیقی محلی این مسئله می باشد. همه اش این نیست که فکر کنیم الان تنها آنهایی کار دست شان است که دارند موسیقی سنتی را با موسیقی محلی طوری ترکیب می کنند که خوشایند است با این وجود در شأن آن موسیقی نیست.

* منظور ما اجرای یک گروه خاص بود. از وقتی که رادیو وارد ایران شد و پرویز محمود به رادیو ورود پیدا کرد، عده ای آمدند و کارهایی انجام دادند که در دوران خودشان ساختارشکنانه به حساب می آمد با اینحال بعدا جایش را در موسیقی ایرانی پیدا کرد…

علی اکبر شکارچی

علی اکبر شکارچی

بله، مثلا فرم تحریرها در برخی از موسیقی ها مانند موسیقی لری به شکلی است که اشاراتی به موسیقی ردیف دارد با این وجود مادرِ موسیقی ردیف، موسیقی نواحی بوده است. آقای صبا، آقای گلپایگانی، آقای برومند یا هر کس دیگری که این ها را تجمیع و مکتوب کرده، رفته در همین نواحی مختلف ایران گشته، موارد را پیدا و مکتوب کرده است. از یک جایی به بعد بین موسیقی نواحی و موسیقی ابزاری، انقطاعی بوجود آمده است. الان نهایتا بدین شکل مطرح شده است که موسیقی ابزاری، «مادر» شده است که این تصور اشتباه است. موسیقی نواحی یک خزانه بسیار بزرگ، پر انرژی و پر محتوا است. به جای این که معادله به سمت موسیقی نواحی پیش برود، در حال حرکت به موسیقی ابزاری است. من نمی گویم همه دارند موسیقی را به این سمت پیش می برند با اینحال به نظر می رسد آن ارتباطی که موسیقی نواحی به عنوان مادرِ موسیقی ابزاری شمرده می شد، الان این جوری نیست. بعد از دوران آقای صبا، کدام یک از موزیسین ها که به موسیقی ردیف تعلق دارند، رفته تا در این عرصه جست و جو کند؟

هم اینک بخوانید:   گفتگوی «موسیقی ایرانیان» با پزشکی که در لندن سفیر موسیقی ایرانی است

* یعنی ظرفیت موسیقی نواحی در موسیقی ابزاری تمام شد؟ دیگر کسی نمی تواند چیزی به آن بیفزاید؟

شما اگر تک تک ملودی های بکری که می باشد را بشنوید، متوجه می شوید. به طرز مثال می بینید که من در کارهایی مانند گیلبان، کوهسار و … این ها را نمایش داده ام. همه این موسیقی ها ظرفیت این کار را دارند که در موسیقی ابزاری جا بگیرند با اینحال رپرتواری که برای آموزش، جمع و جور و فشرده اش کردند، همین است و بیشتر از این نمی شود. حدود ۶ ساعت موسیقی را جمع کرده ام که شوخی نیست. تنها ردیف میرزا عبدالله این مقدار است. شما دیگر ردیف های صبا، وزیری، شهنازی، دوامی و … را کنار بگذار، ببین چه قدر می شود. از این جهت شما نمی توانید آن چه که در اقوام مختلف می بینید، داخل این موسیقی بریزید.

 

* من نمی گویم تمام و کمال این کار را انجام دهید با این وجود مشابهت های روشنی می باشد…

من الان می توانم ۲۰ کار را آرانژمان کنم با این وجود این کار جایز نیست. چون به نحوی گریز است. دیگر کسی نمی آید این موسیقی را یاد بگیرند. دو روز مانند موسیقی های ردیفی موسی خان معروفی را که درآمدش ۱۰ سود دارد، گوش دهند، می بینند اصلا از حوصله خارج است. کسی نمی رود این کار را بکند. با این وجود ردیفی مانند ردیف میرزا عبدالله را در نظر بگیرید، ۹۰ درصد از افرادی که در جشنواره کمپانی می کنند، محور موسیقی آنها میرزا عبدالله است. می خواهم بگویم حجم گوشه هایی که در ایران می باشد اصلا قابل تصور نیست، از بس که زیاد است. شما اگر بخواهید همه را در یک رپرتوار که هم دلنشین و هم آموزشی باشد، بگنجانید، اصلا حوصله سر بر می شود. نمی شود آن را تحمل کنند. از این جهت این موسیقی ها وجود دارند و راه خودشان را ادامه می دهند. شما در لحظه شاه که جست و جو کنید، چون من بیننده بودم، می بینید آن چنان موسیقی کاباره و کازینو بر جامعه تمامی ایران حاکم بود که اصلا موسیقی محلی را به آن شکل و حتی موسیقی سنتی را درست نمی شنیدید. قادریم بگوییم موسیقی محلی را بلعید. بسیاری از شعرهای مهم و برجسته موسیقی محلی را در کاباره و کازینو اجرا کردند.

* الان شرایط تغییر کرده؟ یعنی می شود از پاسداشت موسیقی نواحی در سطح وسیع دفاع کرد؟

علی اکبر شکارچی

علی اکبر شکارچی

وقتی که انقلاب می شود موسیقی ایجاد لر می آید که هم از موسیقی سنتی استفاده شده و گروه «عارف» آن را انجام داده اند و هم موسیقی محلی خودش است و هم موسیقی محلی را پیشرفت داده و یک چیزهای تازه ای برنامه می شود که تعبیر شعر و ملودی است. این مسئله به موسیقیدان محلی جسارت می دهد که این کار را انجام دهد. در کوهسار هم همین طور است. شما فکر می کنید کوهسار که انجام شده و در موسیقی بختیاری است، تنها با دانش محلی انجام شده است؟ هم دانش محلی، هم موسیقی سنتی و هم موسیقی جهانی با آن آمیخته شده است. موسیقی فیلم «خون بس» که من کار کردم از تعقیب و گریزش که پلیسی است تا چیزهایی که غمگنانه و شادانه است همه برآمده از موسیقی محلی آن جاست. مشاهده نمائید چه ظرفیتی دارد که حدودا سی دو ملودی و سی و دو مسئله را با واریاسون های مختلف برای موسیقی بوجود آوردم تا موسیقی فیلم «خون بس» شده است. این موسیقی را باید آدم برود ببیند و گوش دهد. چیزی که می گویم، نه این که از خودم تعریف کنم با این وجود این موسیقی این ظرفیت را دارد. از این جهت هم به لحاظ تغییر و دگرگونی و هم از لحاظ این که به روش اصالت خود پایدار بماند، امکان دارد ضربه پذیر باشد. همه چیز در آن می باشد. هیچ کسی نمی تواند تضمین کند و هیچ کسی هم جلوی هیچ کسی را نمی تواند بگیرد و بگوید شما این را تجربه نکن. اجازه دهید تجربه کند. به طاهرزاده گفتند استادت چه کسی بود؟ گفت «من گوش می دادم. هر کسی بد می خواند، مانند آن نمی خواندم!» عده ای به گوش هستند هر کسی بد می سازد و بد می زند، مانند آنها نمی سازند و مانند آنها نمی زنند و پای موسیقی خودشان ایستاده اند؛ هم موسیقی سنتی و هم موسیقی محلی. نیازی نیست میلیون ها نفر باشند، باور کنید با چند نفر کار را جمع می کنند.

هم اینک بخوانید:   گپُ و گفت خودمانی با «پروین بهمنی»

* در بیشتر مواقع وقتی چهره های تازه به موسیقی می آیند یک سری شیوه ها را بخت آزمایی کرده و عده ای هم از چارچوب بیرون زده اند. تفاوت چهره های تازه خیلی به وسیله قدیمی ها پذیرفته نمی شود. بعد زمانی می گذرد و آن جدیدها استاد می شوند و از نسل بعد انتقاد می کنند. به طرز مثال آقای علیزاده که مویی سپید کرده و به مقام استادی رسیده از فلان خواننده جوان انتقاد می کند و بیان میکند کار ایشان موسیقی ایرانی نیست. شما اختلاف بین آن چه که برخی از اساتید، التقاطی می دانند با آن چه اسمش خلاقیت و راه تازه است را چه می دانید؟ اصلا سنگ محکی برای تمیز دادن این دو می باشد؟

علی اکبر شکارچی

علی اکبر شکارچی

همان شکلی که که عرض کردم خلاقیت راستین واقعا تربیت راستین می خواهد. اگر شما به افرادی مانند آقای علیزاده، آقای مشکاتیان، کامکارها و خیلی از آدم های دیگر مانند آقای افشارنیا، آذرسینا، گنجه ای، مقدسی، استاد منظمی و … بنگرید، می بینید اساتیدشان از چهره های برجسته موسیقی بوده اند که از دوران قاجار به این طرف، به ما ارث رسیده اند. از این جهت شاگردان آنها از پایین دست استادانی آمده اند که تمام پیچ و خم ردیف را می دانستند. یعنی هفت ابزار، ۶ آواز و نزدیک به سیصد، چهارصد گوشه تنها از ردیف سازی را می دانستند. به اضافه این که ردیف آوازی را ازبر بودند. موقعی که من دارم حرفی می زنم، پشتوانه ای از موسیقی ایرانی را پشت سر خود می بینم. همین دو ماه پیش ردیف های میرزا عبدالله را که یک گنجینه هزاران ساله است و به دست ما رسیده را به روش تصویری ضبط و پخش کردم. این اثر در بازار موجود است. در پنج دی وی دی، ۶ ساعت و نیم موسیقی را با تصویر تک نوازی کرده ام. دخترم هم همراه من تنبک نواخته است. این کار یک برنامه است که تنها هشتاد، نود میلیون تومان به روش شخصی برای آن هزینه کرده ام، همزمان با اینکه چنین برنامه را باید یک ارگان یا سازمان انجام دهد. می خواهم بگویم وقتی آدم هایی مانند یا هم تراز ما مانند استاد کیانی، استاد طلایی و آقای علیزاده نظر می دهند، پشتوانه آنها حداقل ۶، ۷ ساعت موسیقی است که اندیشه، درون و ذوق آنها را ساخته است. غنای ملودیک، جمله بندی، فرم، ساختار گوشه ها و نظریات موسیقی پشت سر این اساتید قرار دارد. یکی از نظرها برجسته موسیقی بعد از روح الله خالقی، وزیری، حنانه، منصوری، دکتر هرمز فرهت، نریمان حجتی، استاد علیزاده، استاد مجید کیانی و … مربوط به آقای داریوش طلایی است. ایشان نظری در عرصه موسیقی می دهد که با استناد به ۴ دانگ با تمام گوشه ها، ابزار ها و ترانه های محلی است. وقتی در چنین عرصه ای، استادانی با این گران سنگی داریم، نمی توانید بگویید که این ها دارند بیخودی نظر می دهند یا این که چرا خلاقیت ها را نمی پذیرند.

* با این وجود در همان نسل هم آقای حسین علیزاده، کسی است که راحت تر با خلاقیت کنار می آید با این وجود مردها طلایی و کیانی به این نوع به کارگیری دانش ردیفی روی چندان خوشی نشان نمی دهند…

علی اکبر شکارچی

علی اکبر شکارچی

من کاری ندارم که کدام یک تأیید می کنند و کدام یک تأیید نمی کنند. حرف من سر نسل جوان است. اگر ما اسم صبا، خالقی، وزیری، درویش خان و … را می بریم چون این ها افرادی بودند که از مکتب ردیف و موسیقی ابزاری که منبع آموزش، آموختن، افزایش، تعالی و خلاقیت است، برآمدند. اکنون من اسم نمی برم با این وجود یکی از همین جوانانی که خیلی هم به اسم است، بیان میکند «یاد گرفتن ردیف مانند این است که شما پای درختی، آهک بریزید.» این صحبت ها نشان می دهد این آدم نمی داند که گنجینه ردیف چیست. ما از پایین بته که نمی توانیم موسیقی دربیاوریم. شما تا وقتی که اندیشه تان از آن فرهنگ سرچشمه نگیرد و تکنیک، فن و دانش موسیقی تان از سرزمین خودتان نشأت نگیرد، مطمئنا بدانید به هر میزان بسازید در یک جایی شما را تنها می گذارد و شما بین مردم آن چنان افزایش و عمق و پیدا نمی کنید چون موسیقی شما گستردگی ندارد و نمی تواند مقبولیت عام بیابد. یقینا کار شما نمی تواند افزایش و پیشرفت بیابد و در عرصه موسیقی، آثاری ایجاد کنید که ماندگار باشند و دیگران اطمینان کنند که پای شان را جای پای شما بگذارند. من کاری به نظرها استادان دیگر که نفی می کنند، ندارم. من حرفم بر سر این است که افرادی که می خواهند خلاقیت به خرج دهند و سازها را ترکیب کنند، هر کاری می خواهند انجام دهند با اینحال واقعا از دل موسیقی اقوام و موسیقی سنتی است که شما قادر اید تکنوازی و آهنگسازی نمایید و مسائل نظری خود را استخراج کنید. با چنین شرایطی قادر اید راجع به آن بررسی کنید و صاحب نظر باشید. اگر از موسیقی اقوام ندانید، دست تان تهی است. این ردیف و موسیقی اقوام تمامی ایران است که به شما این دانش و توانایی را می دهد. من نظر خودم را می گویم. هر کسی هر کاری می خواهد انجام دهد. من، آقای علیزاده، آقای طلایی و استادان دیگر اصلا حقی نداریم و کاره ای نیستیم. نظر نهایی را مردم می دهند. آدم می بایست از این مردم بترسد که واقعا با بی رحمی تمام کسی را که کارش را درست انجام ندهد کنار می گذارد. ممکن است نظر مردم به نفع یک آدم باشد با این وجود بعد از یکی، دو ماه یا یک سال از عمر ایشان که دیگر کارهایش اثر نمی گذارد، مردم ایشان را به کل فراموش می کنند و ایشان را به سطل آشغال می اندازند. ما تنها می گوییم اگر می خواهی خلاقیت داشته باشی، باید خودت و اندیشه ات را بپرورانی. انگشتان، ذهن، گوش و چشم با فرهنگ می تواند خلاقیت خوبی داشته باشد و فراگیری فرهنگ هم هیچ راهی نیست جز این که شما موسیقی نیاکان این سرزمین را یاد بگیری. آن وقت از دل این فرهنگ چیزهای خیلی ماندگاری در می آید وگرنه طرف هنوز به یک ماه نرسیده با این وجود اثرش مانند این موسیقی های پاپ، نیست می شود و می رود. چه قدر به سرعت این کارهای می آیند و دود می شوند و مانند یک حباب می ترکند. خطاب من به نسل جوان این است که قدم تان مبارک و خجسته باشد. شما با این همه انرژی و نیرو که وارد می شوید مایه سرفرازی هستید با این وجود هشیار باشید که از موسیقی سرزمین و نیاکان تان تغذیه کنید و اجازه دهید پشتوانه تان، پشتوانه توانمندی باشد و دست تان تهی نباشد. کسی که اندیشه و ذهن ایشان تهی باشد، نمی تواند کاری انجام دهد. انگشتان وسیله هستند. تا شما این سینه، گوش و ذهن را نپرورانید، انگشتانت هیچ کاری قادر نیستند برای تان انجام دهند با اینحال اگر این کار را انجام دهید، به هر میزان از دهن تان در بیاید، به هر میزان بسازید و به هر میزان بنوازید چشمگیر می شود و همه مردم از آن لذت می برند. موسیقی باید چنین عملی را برای ما انجام دهد.

هم اینک بخوانید:   گپُ و گفت «موسیقی ایرانیان» با «ناصر ایزدی»: محمدرضا لطفی یک دنیا بزرگی بود

 

اگر به موسیقی سنتی علاقه مند هستید و دوست دارید گفتگو با خوانندگان موسیقی سنتی را پیگیری کنید با آرتلی همراه باشید. به علاوه از طرف دیگر خواهشمندیم دوستان خود را به جمع ما بیافزایید.

لینک منبع