آرتلی | اخبار هنری آخرین اخبار هنری از ایران و جهان را در آرتلی دنبال کنید

گفت‌وگو با «بنیامین بهادری»: متر و معیارم مردم هستند

مصاحبه با «بنیامین بهادری»: متر و معیارم مردم عزیز ایران هستند

کنسرت بنیامین بهادری در خرم آباد

سمیه قاضی‌زاد: با بنیامین در سال ٨۵ وقتی که اولین آلبومش در آستانه انتشار بود آشنا شدم؛ آلبومی که قطعاتی از آن از قبیل «دنیا دیگه مثه تو نداره» مبدل به مگاهیت‌های لحظه خود شدند. بنیامین جوانی بود خجالتی، کم‌حرف و ناآشنا با دنیا و بازار موسیقی ایران، با اینحال تواضع و اخلاق خوش همراه با شور و شوق فراوانش باعث شد تا هرگز شهرت آن‌قدر جلو چشم‌هایش را نگیرد که نتواند بازهم خلاق بماند. اکنون بعد از گذشت ١٠ سال از اولین دیداری که با ایشان داشتم، وقتی برای این گفت‌وگو روبه‌روی ایشان و مدیر برنامه‌هایش نشستم، بنیامینی بسیار دارای اختلاف از آن بنیامین را دیدم؛ خواننده جوانی که مصمم گام برمی‌دارد، مخاطبش را به‌خوبی می‌شناسد، اعتمادبه‌نفس بالایی دارد، با اینحال بازهم متواضع است و هرگز در مواجهه با آدم‌ها غرور را پیش‌قدم خودش نمی‌کند و به سادگی و بدون هیچ هراسی از خواننده‌ای که این ایام گل کرده به نوعی «خواننده‌ای خوب و موفق» یاد می‌کند. بعد از انتشار پنج آلبوم و کنسرت‌های فراوان در آمریکا و اروپا و… اکنون در حال تکمیل‌شدن برای کنسرت‌های چند روز آتی‌اش در تهران است؛ کنسرتی که مطمئنا تحت‌تأثیر اکران «سلام بمبئی» و استقبال گرم مخاطبان از آن است. گفت‌وگوی ما هم ملهم از محیط هردو اینها به‌اضافه حواشی برنامه شب یلدای تلویزیون بود.

‌کنسرت‌های شما در بیشتر مواقع در سطح خوبی برگزار می‌شوند و این یک تیغ دولبه است؛ چون همان‌قدر که مخاطب را سر حال می‌آورد، توقعش را نیز بالا می‌برد و باید این توقع را مدیریت کرد. برنامه‌تان برای کنسرت چند روز آتی چیست؟
جدی ترین اتفاقی که در کنسرت‌ها می‌افتد، هم‌خوانی با آهنگ‌هاست. وقتی آهنگ‌هایی که مورد استقبال قرار می‌گیرند در معرض باشند، این کنسرت خودبه‌خود از کنسرت‌های دیگر دارای اختلاف می‌شود. مردم می‌خواهند آهنگ‌هایی را بشنوند که با آنها خاطره دارند یا خاطره می‌سازند. در کنسرتی که به اسم «پریزاد» مطرح شده، چند ترک تازه داریم که مربوط به فیلم سلام بمبئی است که خود فیلم هم مورد استقبال قرار گرفته؛ یعنی در دوهفته چیزی حدود یک میلیون نفر این فیلم را دیده‌اند و آهنگ‌ها مورد توجه آنها قرار گرفته است. ما یک نوازنده ویژه داریم که پرطرفدار است و مردم دوستش دارند. این نوازنده «ملانی» است و تلاش می‌کنیم حضورش روی  استیج مانند خودش بی‌حاشیه باشد.

‌خانم ملانی در کنسرت تنها نوازندگی می‌کند؟
برنامه ریزی شده است تا از ایشان به نوعی نوازنده ساز تخصصی‌اش که ویولن‌سل است روی استیج سود ببریم و اگر موافقت شود، به نوعی هم‌خوان هم هم کاری خواهد نمود. ما دو هم‌خوان دیگر هم داریم که امکان دارد تلفیقشان جالب باشد.

غیر از سلام بمبئی، قطعات دیگری هم دارید؟
تِرک دیگری هم داریم که پریزاد اسم گذاری شده و قبل از کنسرت پخش می‌شود. ویدئوکلیپی است که در سینماها هم آن را خواهیم داشت. این کلیپ در حاشیه فیلم است، چون نمی‌توانستیم آن را در فیلم داشته باشیم.

‌به چه دلیلی در فیلم نیست؟
این ویدئو در فیلم‌نامه نبوده است. سازندگانش مردم دیگری بودند که تا لحظه اکران فیلم تکمیل نشد، با اینحال ما قبل از کنسرت نمایش آن برای عموم معرفی می‌کنیم. سه ترک دیگر را در انتهای تابستان ساختیم که هنوز دلنشین هستند؛ از این جهت که هنوز تازگی دارند؛ مانند ترک تله‌پاتی.

قطعات قدیمی و خاطره‌انگیز را نیز اجرا می‌کنید.
بله.

‌یکی از خصوصیت‌های بارز کنسرت‌های شما دیزاین صحنه است که از لحاظ تصویری جذابیت دارد. این‌بار بدین شکل اتفاقی خواهد افتاد؟
اولین گروهی که برای کنسرت، دیزاین صحنه داشت، گروه ما بود. ابتدا از کم شروع کردیم چون این کار تازگی داشت. در اولین کنسرتم تنها از دو صندلی استفاده کردم و این دکور ما بود. بعد فضاهای بیشتر ساخته شد و کم‌کم وارد محیط سه‌بُعدی شدیم. چون در ایران کپی‌رایت نداریم، مکررا از روی کارهایت تقلید می‌شود. هیچ استانداردی نیست که وقتی کار صدرنشین انجام می‌دهی به اسم تو معرفی شود. این تقلیدها از یک طرف برایم سرخوردگی ایجاد می‌کرد و از طرف دیگر ‌کم‌کم لوث شد. چون استیج و امکاناتش برای تمام گروه‌ها یکسان است و دیگران هم از همین قابلیت ها استفاده می‌کنند. وقتی این محدودیت‌ها می باشد، ماتریال‌های مورد بهره برداری برای دکور حدودا ثابت می‌شود و دیگران دستت را می‌خوانند. از اینرو این‌بار تصمیم گرفتیم صحنه را خلوت کنیم و از عکس ها سود ببریم. چون اینجا دیگر محدودیت نداریم. درست است همه این قاب بزرگ را برای نشان دادن تصویر دارند، با اینحال ما دستمان باز است که هر کاری بکنیم و می‌توانیم تنوع بیشتری داشته باشیم. بخشی از این کنسرت را هم می‌خواهیم به ناصر عبداللهی اختصاص بدهیم. قطعه‌ای برای ناصر عبداللهی ساخته‌ام که تنظیمش را نیما وارسته انجام داده و آن را خواهیم داشت؛ به علاوه از طرف دیگر ویدئوهایی از ناصر عبداللهی.

خوب است، چون مدت‌هاست کلیپی از شما ندیده‌ام. آلبومتان بعد از کنسرت پخش خواهد شد؟
نه، آلبوم را به این زودی‌ها پخش نمی‌کنیم. ما شش ترک را در فاصله زمانی سه، ‌چهار ماه پخش کردیم که بازتاب خوبی بین مردم داشته است. وقتی یک آلبوم را به شکل یک اثر مستقل معرفی می‌کنیم معمولا بازتابی دارد که برای چنین برنامه‌ای باید وقت و لحظه فراوانی قرار داده شود. این سینگل‌ترک‌ها میان‌بر خوبی برای تست مخاطب و تست گروه است. نمی‌توانم به شما قول انتشار آلبوم را به این زودی‌ها بدهم، امکان دارد تا شب عید تکمیل شود. ضمن اینکه در این موقعیت انتشار آلبوم از لحاظ فیزیکی و در شکل سی‌دی، آن‌چنان اهمیتی ندارد؛ چون بازگشت مالی تنها از روش فروش سی‌دی نیست. جدی ترین اتفاق برای یک گروه موسیقی این است که با پخش یک آلبوم، خطی از موسیقی خودش برای مردم می‌کشد و تأثیری روی تمام برنامه‌های دیگر مانند کنسرت‌ها و… می‌گذارد. این اتفاقات ضامن برگشت مالی یک آلبوم است.

کنسرت بنیامین بهادری در خرم آباد

‌دلیل اصلی اینکه احساس دین کردید تا قطعه‌ای را برای ناصر عبداللهی بخوانید چه بود؟
به‌هرحال خاطرات مشترکی داریم، ضمن اینکه ناصر خواننده درستی بود و بین مردم شهرت داشت. ناصر خواننده‌ای بود که همه دوستش داشتند و با صدایش خاطره دارند. این کار مردم را خوشحال و حالشان را خوب می‌کند.

هم اینک بخوانید:   گفتگو با «تورج شعبانخانی»: موسیقی هنری است که نمی‌توان مانع از آزادی آن بود

‌شما جزء خواننده‌هایی بودید که سبکی شخصی با خودتان آوردید. امکان ندارد یک مخاطب عام، سبک خواندن و اشعار بنیامین را با خواننده دیگری اشتباه بگیرد. این سبک را تا امروز حفظ کرده‌اید، با اینحال در عین حال تکراری نشده است. این چه احوالاتی را برای یک خواننده ایجاد می‌کند که دائم باید مواظب باشد تا در عین حفظ سبکش، تکراری هم نشود؟
این‌طور که شما فکر می‌کنید نیست و این سبک آن‌قدرها هم دست‌نخورده باقی نمانده. همان موقع که بنیامین ورود کرد و آهنگ‌هایش مطرح شد آهنگ‌هایی خوانده شد که اگر بشنوید باور نمی‌کنید من آنها را نخوانده‌ام.

این آهنگ‌ها بعد از شما خوانده شدند و این استایل شخصی شماست.
به‌هرحال ما تیم خوبی داشتیم و بسیار خوب کار می‌کردیم. این سبک و استایل از یک تیم درآمده. این سبک، هم دارای اختلاف است و هم به اندازه کافی در نوع خودش کامل است. مردم بی‌دلیل از یک اثر استقبال نمی‌کنند و این استقبال نشان‌دهنده کامل‌بودن آن است. مدت فراوانی نمیگذرد که مطمئن شده‌ام که غیرقابل‌نفوذترین هیأت داوران، خود مردم‌اند. چون در یک آکادمی با هر نوع چیدمان و سیاست‌گذاری، باز هم امکان نفوذ می‌بینید. با این وجود مردم هیچ وقت اشتباه نمی‌کنند و اگر هم اشتباه کنند فورا جبران می‌کنند. مردم هیچ وقت فریب آگهی را نمی‌خورند. عده فراوانی از افرادی که تریبون دست‌شان است، مشاهده نمائید چگونه سلام بمبئی را تحقیر می‌کنند، در صورتی که فیلم را ندیده‌اند. با اینحال مردم فیلم را می‌بینند و استقبال می‌کنند،  در صورتی که هیچ تبلیغاتی برایش نشده. در موسیقی هم همین‌طور است. خیلی وقت‌ها پیش آمده که یک ترک را پخش کرده‌ام با اینحال مردم خوش‌شان نیامده. بعد با آنها لج کردم و فکر کردم نفهمیده‌اند من چه گفته‌ام. با این وجود بعدها فهمیدم چگونه وقتی از آهنگی خوششان آمده احساس کردم باشعورتر از اینها در دنیا نیست. خیلی با خودم کلنجار رفتم و به این نتیجه رسیدم که کارم را درست انجام بدهم و خوب معرفی کنم و منتظر بازخورد مردم بمانم. از واکنش آنها می‌فهمم کارم درست بوده  یا  نه.

‌چگونه سعی می‌کنید که تکراری نباشید؟
باید با قصه‌های تازه مواجه شوید. بهترین قصه، قصه خود آدم و زندگی است و اتفاقاتش به تو یاد می‌دهد چگونه مکررا خودت را آپدیت کنی و تأثیر بگیری.

‌چقدر موسیقی‌هایی که اطراف‌تان می‌شنوید روی کارتان تأثیر می‌گذارد؟ اصلا موسیقی‌های همکاران‌تان را گوش می‌کنید؟
بله گوش می‌کنم. وقتی یک موسیقی به گوش مخاطب عام می‌رسد و پذیرفته می‌شود، تازه برخورد اول من با موسیقی است. هر موسیقی‌ای که تولید می‌شود از ایرانی‌ها حتما و غیرایرانی‌ها را حداقل یک دفعه گوش می‌دهم. با این وجود موسیقی‌ای که بخواهم به‌صورت جدی به آن نگاه کنم، چیزی است که مردم تأییدش می‌کنند. آن موقع است که می‌فهمم تأثیر دارد و تأثیرش را مرور می‌کنم. الزامی ندارد همان تأثیر را در کارتان بیاورید، تنها مهم این است که  آن را بشناسید.

‌کارهای کدام یک از همکاران‌تان را دنبال می‌کنید؟
حامد همایون کارش خوب است و تنها کسی است که در این سال‌ها موسیقی‌اش اصالت دارد. امیدوارم شخصیت اجتماعی و حرفه‌ای‌اش به گونه‌ای باشد که بتواند این پتانسیل بزرگ احساسات و تکنیک را پاس کند.

‌ایشان هم مانند شما با آقای رجب‌پور شروع کرده.
ما ترک‌های هیت داریم. وقتی آهنگ دنیا دیگه مانند تو نداره در زمین و آسمان بود، آقای رجب‌پور را بعد از یکی، ‌دو ماه برای بار نخست ملاقات کردم. حامد همایون هم بعد از مشهور‌شدن اولین ترکش با آقای رجب‌پور آشنا شد. با این وجود ایشان تا مقطعی کار را خوب بلد است و اگر این‌طور نبود مدت طولانی با ایشان هم کاری نمی‌کردیم. من و نیما وارسته و فرید، در یک استودیوی سه‌نفره کارهای‌مان را انجام می‌دادیم. آقای غلام علمشاهی دو بار به استودیو آمدند و آلبوم ٨۵ را شنیدند که حدودا همه آهنگ‌های حال حاضر در آن وجود داشت. ما منتظر بودیم بعد از شنیدن آهنگ‌ها این آلبوم را تأیید کنند. با اینحال هیچ کدام ذهن‌شان را نگرفت. حتی به خاطر دارم نیما دنیا دیگه…. را سه بار برای ایشان پخش کرد، با اینحال هیچ نتیجه‌ای نداشت. آقای رجب‌پور هم می‌گفتند من آلبوم شما را شنیده‌ام با اینحال بعد از هیت‌شدن ترک ما جلو آمدند.

بنیامین بهادری

بنیامین بهادری

‌تجربه بازیگری شما اتفاق با مزه ای بود. با این وجود پیش‌تر هم با قطعاتی که روی موسیقی فیلم‌ها می‌خواندید، روی خوش به سینما نمایش داده بودید. این رابطه در سلام بمبئی از کجا شکل گرفت و علتش چه بود؟
این موضوع خیلی شخصی بود. حدودا از همان ابتدا که به نوعی یک خواننده مطرح شدم، در بیشتر مواقع توصیه سینمایی داشتم و به این واسطه بزرگان سینما را ملاقات می‌کردم. با اینحال هیچ وقت پیش نیامده بود پیشنهادی را قبول کنم. این دفعه جریان شخصی بود. ما از آمریکا به ایران آمدیم و چون همسرم به فرهنگ هند علاقه داشت، تصمیم گرفتیم به بمبئی برویم. در حال برنامه‌ریزی برای این سفر بودیم که تماسی از طرف آقای قربان محمدپور با من گرفته شد. ایشان گفتند من کارگردان فیلم سلام بمبئی هستم و همان موقع خنده‌ام گرفت؛ چون تقویم روی میز بود و داشتیم تاریخ سفر را تعیین می‌کردیم. به مدیر برنامه‌ام گفتم؛ با اینحال ایشان بازی در این فیلم را توصیه نکرد. آقای محمدپور از دوستانش  بود؛ با اینحال گفت ایشان سابقه چندانی در کارگردانی ندارند. بعد از پرس‌وجویی که کرد، به من گفت؛ با اینحال تهیه‌کننده کار باتجربه است و فیلم‌های خوبی ساخته. درنهایت هم این توصیه را پذیرفتم. مدیر برنامه‌ام خیلی سخت گرفت و اتفاقا خیلی خوب شد که این‌طور ورود کردیم. هر کاری اگر با تشریفات انجام شود، خیلی بهتر برگزار می‌شود و مدیر برنامه‌ام این تشریفات را خیلی خوب چید. ما یک گروه موسیقی بودیم که داشتیم وارد یک برنامه سینمایی می‌شدیم و اینجا مدیر برنامه‌ام با آقای نوروزبیگی پیمان خوبی بستند؛ وگرنه همه چیز این‌قدر خوب بالانس نمی‌شد. ما خیلی دیر وارد برنامه شدیم و هفته‌های آخر بود که این گروه داشتند به هند می‌رفتند. در فیلم‌نامه نقش احمد همین بود. یکی، ‌دو سکانس اضافه‌تر داشت که حذف شد. ما فکر کردیم که نقش را طولانی‌تر کنیم؛ با این وجود از جهت دیگر هم فکر می‌کردم این ورود خوب است. به این نتیجه رسیدم که احتیاجی نیست نقش را طولانی‌تر کنیم؛ ضمن اینکه برنامه را بسته بودند و روزهای آخر تصویر برداری بود. بعد از مشورت‌های فراوانی که داشتیم، تصمیم گرفتیم نقش در همین حد بماند. نقشی است که حضورش را حس می‌کنید و در جایی که خودش حاضر نیست، صدایش هست. این گروه فیلم‌سازی برای این فیلم‌نامه یک یا دو سال زحمت کشیده بودند و اگر تغییر در آن ایجاد می‌کردیم، معلوم نبود نتیجه چه خواهد شد و چه تأثیری خواهد گذاشت. وقتی مطمئن شدیم رضا در فیلم هست، دست‌کم فهمیدیم این فیلم از استاندارد تولید دارا است.

هم اینک بخوانید:   محسن چاوشی: ماجرای عشقی مخصوصی نداشتم

‌تجربه بازیگری چگونه بود و چه حسی داشتید؟
من راضی بودم. ١۵ جلسه تصویر برداری داشتیم که در کل ۴۵ روز طول کشید. حدود یک ماه هم در هند بودم.

‌اکنون که راضی بودید، امکان دارد تکرارش کنید؟
نمی‌دانم. منتظرم ببینم آیا کسی فکر می‌کند که من در فیلم بعدی‌اش بازی خواهم کرد یا نه.

‌پس جوابتان مطمئنا منفی نیست؟ چون برای شما علاقه مندان جالب و به قول خودتان بامزه است.
وقتی مردم نتیجه‌اش را می‌فهمند، بیشتر بامزه می‌شود. اگر چهار هفته پیش این سؤال را از من می‌پرسیدید، اصلا نمی‌توانستم نظری پیرامون آن بدهم، ممکن است حتی می‌گفتم دیگر نمی‌خواهم بازی کنم. تا قبل از سال ٨۵ کسی من را نمی‌شناخت؛ حتی به اسم. وقتی به نوعی یک شخصیت شناخته می‌شوی، خودبه‌خود روی امواج ذهن مخاطب قرار می‌گیری. اتفاقا اشکالی هم ندارد؛ چون جلوی پویایی‌ات را نمی‌گیرد؛ چون مخاطب خودش هم پویاست و اوست که به تو بیان می کند کدام راه را باید بروی.

‌با استناد به اینکه گلزار سابقه موسیقایی خوبی دارد و هر دو همراه با هم قرار گرفتید، این موضوع روی هم کاری‌تان تأثیر گذاشت؟
رضا قطعه‌ای در فیلم دارد که در تنهایی خودش است. من برای تولید این قطعه تأخیر داشتم و اینجا یکی از قطعه‌های خود رضا را توصیه دادم؛ با اینحال قبول نکردند و درنهایت تصمیم دریافت کردند قطعه دوردستی که با صدای من بود، برای این بخش استفاده شود. در اصل فیلم رضا به نوعی خواننده چیزی نمی‌خواند. چند روز قبل که می‌خواستم قطعه دوردستی را پخش کنم و به فکر دیزاین پوستر بودم؛ چون یک میلیون مخاطب این موزیک را با تصویر رضا شنیده بودند، پوستر را با تصویر غمگین رضا ساختیم. برخلاف اینکه اغلب می‌گویند رضا آدمی حرفه‌ای است و حواسش به خودش است؛ با اینحال در عین حرفه‌ای‌بودن، روابط دوستانه را درک می‌کند. رضا این‌قدر حرفه‌ای است که وقتی وارد شدم، فهمیدم چرا یک سال با این برنامه درگیر بود و روی انتخاب نقش احمد حساسیت داشت.

هم اینک بخوانید:   رضا یزدانی: بهترین خواننده کارهای فرهادم

برای کاراکتر احمد منتظر آدمی بودند که نقش ابرقهرمان را کوچک نکند و در‌عین‌حال بامزه هم باشد. من هم دلم نمی‌خواست به این نقش دست بزنم؛ چون رضا سوپراستار سینماست.

کنسرت بنیامین بهادری

‌ پیرامون سکانسی که حذف شد بگویید؟
سکانسی است که من و رضا در خیابان دنبال اتوبوس و تاکسی می‌گردیم؛ با اینحال ماشین گیر نمی‌آوریم. من وضعم خوب است و می‌گویم بیا تاکسی بگیریم؛ با اینحال رضا بیان می کند بیا ریکشا بگیریم که من می‌گویم سوار ریکشا نمی‌شوم و خلاصه در این گیرودار، دیا میرزا می‌آید و هر دو ما را با هم سوار ماشینش می‌کند. نمی‌دانم چه کسی توصیه داده بود که چون عقب ماشین کوچک است، بنیامین سوار نشود. من در فیلم به این مسئله هم اشاره می‌کنم و در حقیقت قصه پشت‌ صحنه به داخل فیلم هم کشیده شد. من به کارگردان هم گفتم همان چیزی را که از قبل مقرر شده بود، انجام می‌دهم. کلا عادت دارم هر حرفی را شفاف بگویم و درگیر دونفره‌ها نشوم. در یک سکانس دیگر، بَدمَن‌های فیلم و افرادی که رضا را اذیت می‌کنند، جلوی در خانه‌مان دارند ایشان را کتک می‌زنند. من باید با چوب کریکت می‌رفتم آنها را می‌زدم و دوستم را نجات می‌دادم؛ با اینحال رضا توصیه داد این سکانس هم حذف شود.

‌پیرامون حضورتان در تلویزیون در شب یلدا  بگویید.
چرا باید بنیامین بهادری را به پرطرفدار‌ترین شبکه تلویزیون و در شب یلدا که پربیننده‌ترین شب و ساعت تلویزیون است، دعوت کنند؟ یک اثر پخش شده که همه‌گیر شده و علتش این مسئله بوده. کما‌اینکه رضا گلزار را هم در شبکه پنج دعوت کرده بودند؛ با اینحال از دلیل کنسل‌شدنش بی‌اطلاعم. وقتی یک خواننده را روی آنتن زنده دعوت می‌کنید، مردم انتظار دارند قطعه‌ای از ایشان بشنوند و وقتی فیلم هم بازی کرده، پیرامون فیلمش صحبت کند. من شصت‌وخرده‌ای قطعه دارم که همه مجاز هستند و از بین اینها هشت قطعه غمگین انتخاب کردم؛ با اینحال لحظه‌ای که وارد استودیو شدیم، گفتند هیچ‌کدام از آنها مجوز نگرفته و حتی نگفتند آهنگ دیگری را انتخاب کن. از بین این‌همه آهنگی که خوانده‌ام، آهنگی را مورد قبول دانستند که هیچ مناسبتی با آن شب نداشت. گفتند تنها آهنگ بارانا و گل یاس که مربوط به شهادت حضرت فاطمه و یک آهنگ را که مناسبتی است، می‌توانی بخوانی. در‌صورتی‌که تمام آهنگ‌های من ‌دست‌کم‌ یکدفعه از تلویزیون پخش شده‌اند. در قدیم که لات‌ها خالکوبی می‌کردند، مانند امروز نبوده که هر‌کسی این کار را انجام بدهد؛ چون دردش این‌قدر زیاد بوده که هر‌کسی طاقت نداشته. یک آدمی زور بازو نداشته؛ با اینحال برای اینکه به لاتی مشهور شود، به یک نفر بیان می کند پشتم یک شیر بزرگ خالکوبی کن. وقتی شروع می‌کند، آن آدم از درد به خودش می‌پیچد. آدمی که خالکوبی می‌کند، بیان می کند داشتم از دمش شروع می‌کردم؛ با اینحال ایشان بیان می کند ولش کن، دم نمی‌خواهد. از نو که شروع می‌کند باز دردش می‌گیرد و آن آدم بیان می کند دارم تنش را کار می‌کنم؛ با اینحال باز بیان می کند تن هم نمی‌خواهد. همین‌طور تمام قسمت‌‌های بدنش را حذف می‌کند تا به سرش می‌رسد؛ با اینحال باز دردش می‌آید و بیان می کند ولش کن سرش را هم نمی‌خواهم. در آخر کسی که خالکوبی می‌کند، بیان می کند: بلند شو، این یک‌ چشمی که تو می‌خواهی، آهو هم دارد؛ دیگر کسی به تو نمی‌گوید پهلوان یا لات هستی. ماجرای تلویزیون هم همین است. اول یک شیر می‌خواهند و سراغ آدم‌های مشهور می‌روند، بعد این‌قدر سر و تهش را می‌زنند که چیزی از شیر باقی نمی‌ماند.

‌شما چرا قبول کردید؟
فرزاد حسنی خودش به من زنگ زد و این‌قدر با ایشان صمیمی هستم که واسطه‌ای هم برای این دعوت نداشتم. من هشت آهنگ برای فرزاد فرستادم و ایشان گفت من از نفوذم سود میبرم. وقتی تا لحظه آخر هیچ تماسی با من نگرفت، مطمئن بودم یکی از این آهنگ‌ها را می‌خوانم. یک دقیقه مانده به اجرای زنده، حتی گفتند پیرامون سلام بمبئی هم حرف نزنید. وقتی مسئله آهنگ‌ها کنسل شد، برگشتیم؛ با اینحال تهیه‌کننده در جستجوی‌ ما آمد و اجازه نداد برویم؛ چون گفت همه چیز به هم می‌خورد. گفتند فرزاد حسنی گفته حتما در برنامه حضور داشته باشید؛ حتی بدون اینکه آهنگی بخوانید. من می‌توانستم هر حرفی روی آنتن بزنم؛ با اینحال دائم به این فکر می‌کردم که فرزاد روبه‌رویم نشسته و هر اتفاقی بیفتد، مسئولیتش به گردن اوست. اتفاقا در این ٢٠دقیقه‌ای که حرف زدیم، صحبت‌های خوبی داشتیم؛ با اینحال از آن شیری که برنامه‌ریزی کرده بودیم، چیزی باقی نماند.

در بیشتر مواقع میتوانید در آرتلی تازه ترین گفتگو با خوانندگان پاپ و راک را پیگیری کنید. خواهشمندیم دوستان خود را به جمع ما بیافزایید.

لینک منبع