آرتلی | اخبار هنری آخرین اخبار هنری از ایران و جهان را در آرتلی دنبال کنید

گفتگو با «تورج شعبانخانی»: موسیقی هنری است که نمی‌توان مانع از آزادی آن بود

گفتگو با «تورج شعبانخانی»: موسیقی هنری است که نمی‌توان مانع از آزادی آن بود

تورج شعبانخانی

ندا سیجانی: در جامعه آن روزهای ایران که هنوز سیطره موسیقی سنتی کم و بیش دیده می شود، معرفی ژانر دیگری از موسیقی که «پاپ» اسم داشت، کاری بود کارستان و به غایت دشوار. در حقیقت تا سال‌های سال، موسیقی تنها در انحصار خوانندگان سنتی بود و مردم چشم و گوش‌شان تنها به صدای «تار» و نوای «نی» اخت گرفته بود. با اینحال با گذر لحظه و فراگیری موسیقی پاپ در محیط موسیقی جهان از یک طرف و پخش این نوع موسیقی‌ها از رادیو و تلویزیون از طرف دیگر، چندین عدد از هنرمندان و علاقه‌مندان موسیقی، متأثر از موسیقی غربی قرار دریافت کردند و آن را الگوی خود قرار دادند و تصمیم دریافت کردند بخت خود را در این راه بیازمایند؛ انتخاب و تقلیدی که با این وجود از جانب پیشگامان موسیقی پاپ ایران، براساس اصول درست و صحیح صورت گرفت. این روند در سال‌های اولین بعد از پیروزی انقلاب هم ادامه داشت تا اینکه حدود دو دهه بعد از پیروزی انقلاب، موسیقی پاپ بخوبی موفق شد جای پای خود را در موسیقی ایران محکم کند و طرفدارانی پروپاقرص برای خود بیابد. با اینحال موسیقی‌ای که امروزه با اسم پاپ به گوش ما می‌رسد، اختلاف‌های بسیاری با موسیقی پاپ روز قبل دارد. تفاوتی که مهم‌ترینش خالی شدن این سبک از موسیقی از محتوا و معرفی هر چیزی به اسم موسیقی پاپ است. تورج شعبانخانی از آهنگسازان و خوانندگان صاحب سبک در موسیقی پاپ است که شهرت و شهرت بسیاری برای موسیقی پاپ ایران کسب کرد. ایشان سال‌های سال بر این اندیشه بوده است که به جوان‌های این عرصه اصول درست موسیقی را بیاموزد و تا به امروز هم در کارش موفق بوده است. با ایشان پیرامون نابسامانی موسیقی پاپ و خوانندگانی که این مسیر را انتخاب کرده‌اند، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که پیشتر می‌خوانید.

***

موسیقی فیلم «آدمک» اولین کار جدی و از کارهای مهم شما بود که در دوران خود بسیار سر و صدا کرد. پیش از هرچیز مختصری از تولید این موسیقی و اینکه به چه نحو وارد این عرصه شدید، بفرمایید؟
من از ۱۷ سالگی موسیقی را به روش حرفه‌ای شروع کردم و با همان سن کم خیلی زود به مرحله‌ای که باید رسیدم؛ به طوری که توانستم در مدت یک سال و نیم با عضو های گروهی که سرپرستی آن را برعهده داشتم، به اجرای برنامه بپردازیم. در یکی از این برنامه‌ها با آقای خسرو هریتاش از کارگردانان خوب سینما آشنا شدم و این موضوع شروع هم کاری من و ایشان بود. آقای هریتاش اصرار داشتند در فیلم «آدمک» که ملودی آن برای یک صدای دارای اختلاف ساخته شده بود، بخوانم با اینحال من چون سرباز بودم، توصیه کردم یکی از دوستانم به اسم فریدون فروغی که نوازنده جاز بود و صدای مخصوصی داشت، خوانندگی آن را به عهده بگیرد که مورد موافقت هم قرار گرفت و با این وجود این کار هم جزو اولین کارهای فریدون شمرده می‌شد.

دوران سربازی‌ام در ساری و در سپاه ترویج آبادانی بودم با اینحال چون در مازندران هم کارهای فرهنگی بسیار رواج داشت، در آنجا به تدریس و آموزش سرگرم شدم و در همان جا دوران سربازی‌ام را گذراندم. وقتی که به تهران آمدم، با آنکه ۲۱ سال بیشتر نداشتم، توانستم به مانند یک آدم حرفه‌ای وارد مارکت کار موسیقی شوم.

قطعاتی چون «لانه مور» و «یک شب مهتاب» با صدای سیمین غانم و پری زنگنه از کارهای آن دوران است. با اینحال با تولید قطعه «آدمک» توانستم کاری دارای اختلاف از لحاظ ملودی و نوع خواندن درمقایسه با جنس کارهای آن وقت ایجاد کنم. با این وجود گفتن این مسئله در اینجا ضروری است در این عرصه گوش کردن به تکنیک و کارهای فرنگی نیز بسیار تأثیرگذار بود در صورتی که متأسفانه موزیسین‌ها و خواننده‌های نسل امروز به اشتباه و از روی عدم آگاهی روی ملودی‌هایی که خوب است اشعار انگلیسی جای بگیرد، کلام فارسی می‌گذارند و به خورد مردم می‌دهند یا تحریرهای راک و بلوز می‌خوانند. این سبک‌ها تکنیک‌های خوبی دارند با اینحال جوان‌های ما باید بدانند ما حاوی ریشه هستیم و سبک‌هایی چون بلوز و راک از شاخ و برگ‌های موسیقی ما توانسته‌اند در دنیا ملودی بسازند و خود را معرفی کنند. ما هم آن دوران در موسیقی نوگرایی بوجود آوردیم با اینحال نوگرایی که از ریشه‌های موسیقی‌مان سرچشمه گرفته است ما از تکنیک‌های خارجی استفاده کردیم نه از تحریر و ملودی‌هایشان.

با اینحال با انتخاب شدن گروه موسیقی «چارتار» در جشنواره موسیقی فجر پی به این نکته بردم که نیاز جامعه و مخاطبان ما، موسیقی ایرانی است یا وقتی که قطعه دشتی «هنوزم چشمای تو مانند شب‌های پرستاره» که با صدای هنرمندان بسیاری خوانده شده است را ساختم، متوجه شدم استقبال از این گونه کارهای هنوز هم در جامعه می باشد. از اینرو باز هم تأکید دارم نباید موسیقی فرنگی را وارد موسیقی ایرانی کرد حتی خوب است ریشه‌های موسیقی ایرانی با تلفیقی از تکنیک فرنگی به کار برده شود به طوری که شنونده رادیو و تلویزیون مسموم نشود.

در دوران شما هنرمندان مطرح بسیاری فعالیت داشتند که اغلب آنان براساس الگو و تجربه دیگران در موسیقی پاپ فعالیت می‌کردند با اینحال آیا قبول دارید امروزه موسیقی پاپ دچار نابسامانی شده است؟
بله. این موضوع تنها به این دلیل است که از موسیقی فرنگی تقلید می‌کنند.

هم اینک بخوانید:   مصاحبه با «بنیامین بهادری»: متر و معیارم مردم عزیز ایران هستند

بسیار محشر هنرمندانی چون شما یا آقای فریدون شهبازیان با اسم پیشکسوتان موسیقی پاپ تدبیری برای این نابسامانی ندارید؟
بله حتماً.  با این وجود اگر قدرت یا نفوذی داشتم چونکه کارهای حال حاضر بطور کلیً طعم و بوی موسیقی غربی با تلفیقی از شعر فارسی است.

یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با موسیقی‌هایی با طعم و بوی غربی موافقت دارد؟
خیر. متأسفانه سخت این وزارتخانه نداشتن کارشناس خوب است.

تورج شعبانخانی

تورج شعبانخانی

با اینحال کارشناسانی که در دفتر موسیقی حضور دارند و به اشعار، ترانه‌ها و ملودی‌هایی مجوز می‌دهند، اکثراً از تجربه موسیقایی برخوردارند. یعنی این مردم نگاهی به محتوای ترانه و موسیقی ندارند؟
موسیقی هنری است که نمی‌توان مانع از آزادی آن بود. به طرز مثال امروزه می‌بینیم هنرمندان زیرزمینی به فعالیت خود مشغولند و حتی به مرور لحظه مجوز خود را از دفتر موسیقی می‌گیرند. با این وجود من به شخصه مخالفتی با این مسأله ندارم و خوب است کار خودشان را انجام بدهند اگر این دوستان به نقطه ای رسیدند، که کمتر اتفاق می‌افتد، حتماً استحقاق آن را داشته‌اند. حرف من این است مدیران موسیقی باید به این نکته توجه داشته باشند هنرمندانی که در عرصه موسیقی پاپ فعالیت می‌کنند، نباید ریشه موسیقی ایرانی را فراموش کنند و نگاه‌شان تنها به موسیقی غربی باشد به این دلیل که ما برای این موسیقی زحمت کشیده‌ایم و از روی ناآگاهی و بی تجربگی موسیقی پاپ راه‌اندازی نکرده‌ایم. مدیران دولتی نباید فعالیت هنرمندانی چون ما را نادیده بگیرند؛ اگر کسی بتواند برای موسیقی پاپ کاری انجام بدهد، امثال هنرمندانی چون من، شهبازیان و… هستیم.

در حقیقت نظر شما این است که مدیران موسیقی تنها به خوراک موسیقایی جامعه و نسل امروز توجه دارند و مجوز می‌دهند؟
خیر. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تا آنجا که بتواند، سعی کرده جلوی این اتفاقات بایستد با اینحال برخی مواقع دیگر شرایط از دست همه خارج است و کاری نمی‌شود کرد. از اینرو می‌بینیم جامعه آرام آرام به این سمت کشیده می‌شود. با اینحال تأکید می‌کنم اگر گروه «چارتار» حائز مقام نمی‌شد، هیچ‌گاه این خوشبینی را نداشتم.

یعنی هنرمندان موسیقی پاپ امروز دچار گمراهی شده‌اند؟
هنرمندان امروز ما نه اینکه گمراه شده باشند حتی اگر مسیر درست را بدانند، امکان ندارد آن را ادامه بدهند در حقیقت متأسفانه چون در این راه ترغیب شدند و مورد استقبال قرار دریافت کردند، ادامه مسیر دادند؛ با اینحال اگر من در مکان این مردم قرار بگیرم، سعی می‌کنم بیشتر به ریشه‌های موسیقی ایرانی توجه داشته باشم تا موسیقی سیاهپوستان.

امثال این هنرمندان که به آن اشاره کردید، آیا تا به امروز برای آموزش یا سود بردن از تجارب، از شما درخواست راهنمایی داشته‌اند؟
بله. هنرمندان بسیاری چون فریدون آسرایی، مانی رهنما، نیما مسیحا و… با من هم کاری داشته‌اند با اینحال یک دست صدا ندارد و فارغ از همه چیز نمی‌توانم به کمک موسیقی پاپ بروم حتی این اتفاقات باید در خود جامعه حل شود و جا بیفتد. نسل امروز ما باید بدانند که ۱۰ هزار سال قبلی هم موسیقی داشته‌ایم و موسیقی ما از قدمت بالایی دارا است. این سبک موسیقی‌ها یا موسیقی‌های بلوز برای سیاهپوستان جذابیت دارد با این وجود برای ما هم دلچسب است با اینحال به این شرط که تحت تأثیر آن قرار نگیریم و از آن عبور کنیم نه اینکه بطور کلیً معیار کار را آن قرار بدهیم. به‌طور مثال روی یک موسیقی بلوز شعر حافظ قرار بگیرد. گفتن این مسئله در اینجا ضروری است خود من هم این کار را انجام داده‌ام با اینحال تلفیقی دلچسب و بجا. به طرز مثال سال ۵۳ قطعه «گوهر یکدانه» که جزو کارهای ابتدایی من بود، با شعری از حافظ را در دو پارت آهنگسازی کردم. این کار با موسیقی پاپ شروع می‌شود و با موسیقی سنتی و آواز به اتمام می‌رسد اتفاقاً بسیار مورد استقبال قرار گرفت. هنرمندان امروز ما نیز باید در جستجوی کارهایی بروند که مانا باشد نه اینکه در کوچه مارکت‌های می‌سی‌سی‌پی به وقوع پیوسته است.

ممکن است مخاطبان موسیقی چندان آگاهی ندارند که این موسیقی تقلیدی از به طرز مثال سیاهپوستان است؟  
خیر. مخاطبان آگاه؛ موسیقی خوب و بد را به خوبی تشخیص می‌دهند حتی در بسیاری از مواقع این نوع تحریرها را دوست ندارند. اگر مردم می‌گویند آقای شجریان یا قربانی، به این دلیل است که این هنرمندان تحریر صدا را بخوبی می‌شناسند. در موسیقی پاپ نیز به همین صورت است. خوانندگان بسیار توانایی هستند که به شهرت رسیده‌اند و امروزه علاقه مندان بسیاری دارند دلیل این شهرت هم آموزش موسیقی پایین نظر اساتید بوده است.

با اینحال خوانندگان موسیقی پاپ دهه ۷۰ که از شاگردان استادان موسیقی نیز هستند، به مرور لحظه کمرنگ شدند؟
این موضوع به این دلیل است که در هر دوره اگر هنرمند فعالیت نداشته باشد، کم کم کنار قرار داده می‌شود با اینحال اگر خواننده‌ای حرفه‌ای باشد و تمام زندگی‌اش را وقف موسیقی کند، حتماً موفق خواهد بود. با این وجود این هنرمندان عزیز باید به این نکته توجه داشته باشند در هنر خود خلاقیت بوجود آورند که متأسفانه این هنرمندان جوان مسیر خود را ادامه می‌دهند و به بیراهگی می‌روند. دلیل اصلی این موضوع هم قطع به یقین فعالیت نداشتن هنرمندانی چون ما است آن هم به این دلیل است که وقتی زندگی یک هنرمند تأمین نباشد و به اصطلاح گنجشک روزی روزگارش را بگذراند، مجبور است هیچ فعالیتی نداشته باشد و به عاقبت کار هم نمی اندیشد.

هم اینک بخوانید:   گفتگوی «موسیقی ایرانیان» با «ناصر منتظری»: ابراهیم منصفی به ترانه های هرمزگان شخصیت داد

چرا بعد از انقلاب کم‌کار شدید؟
کم‌کار نشده‌ام هم اینک به دلیل محدودیت‌ها از بسیاری از کارهایم چشم‌پوشی کردم و در چارچوبی فعالیت می‌کنم که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دچار سخت نشوم. با این وجود بعد از انقلاب حدوداً ۶۰ قطعه موسیقی ساختم با اینحال بدون آنکه صدای آن را دربیاورم، بسیاری از خوانندگان روی آثارم خواندند؛ ممکن است هم یکی از دلایل آن بی‌توجهی تهیه‌کنندگان باشد. امروزه دیگر تهیه‌کننده‌ای برای خواننده هزینه نمی‌کند تنها آلبوم را می‌گیرند و پخش می‌کنند و خواننده مجبور است از جیب خود هزینه کند.

شما هم به دلیل این بی‌حمایتی‌ها دیگر در جستجوی خوانندگی نرفتید و ترجیح دادید آثارتان بدون اسم و نشانی به خواننده‌ها سپرده شود!
من برای دل خودم می‌خوانم و تمام زندگی من مردم هستند. همین مردم هستند که به من ارج می‌دهند و من امروز تورج شعبانخانی هستم. اگر مردم نباشند، تورج هم نیست.

بعد از انقلاب مردم چقدر شما را می‌شناسند؟
خیلی کم؛ ممکن است به این دلیل که سعی نکردم خیلی خودم را معرفی کنم. قبل از انقلاب تنها با اسم تورج فعالیت می‌کردم. پدر و مادرم تأکید داشتند اسم فامیلی‌ام را هم معرفی کنم با اینحال من می‌گفتم دوست ندارم مردم من را بشناسند تا برای یک سیگار خریدن از سر کوچه مجبور شوم لباس مبدل بپوشم. در حقیقت با همین نگاه وارد عرصه موسیقی شدم. بعد از انقلاب هم چون موسیقی پاپ نبود، حدوداً ۱۷ سال فعالیت نداشتم.

شرایط زندگی به چه صورت می‌گذشت؟
به سختی تمام وسایل زندگی‌ام، خانه، ماشین حتی وسایل لوکس و شیکی را که از نوجوانی به آن علاقه‌مند بودم و جمع‌آوری می‌کردم، به اجبار فروختم.

حمایتی از شما نشد؟
خیر. چون دوران جنگ بود ما به احترام شهدا موسیقی پاپ را متوقف کردیم.

کار مناسبتی هم برای جنگ نساختید؟
من موسیقی مناسبتی کار نمی‌کنم امکان دارد کار حماسی که پول خوبی هم دارد قبول کنم با اینحال کسی که برای جنگ موسیقی تولید میکند، باید برای جنگ بسازد نه من که فعالیتم موسیقی پاپ بود. با این وجود آرزوهای بسیاری داشتم که اتفاق نیفتاد.

چه آرزویی؟
آموزش موسیقی به جوانان. مردم ایران بسیار هنرمند و با استعداد هستند و در هر گوشه دنیا هنرشان معرفی شده است. من به بیشتر آرزوهایم نرسیدم با اینحال مطمئنم آتی بهتر از این خواهد بود چون فکرهای نویی در ذهنم دارم.

درخصوص این فرضیه و فعالیت‌تان کمکی هم از خانه موسیقی گرفته‌اید؟
خیر. من عضو خانه موسیقی هستم منتهی هیچ حقوقی دریافت نمی‌کنم و به روش آزاد فعالیت می‌کنم.

آیا خانه موسیقی توانسته با اسم یک مرکز اصلی از هنرمندان خدمات رسانی کند؟
خیر. من هیچ رضایتی از خانه موسیقی ندارم و به نظر من سیاستگذاری‌های این خانه باید تغییر کند. یک تعداد اسامی در این خانه عضو هستند که مشهور نیستند و تنها با دو- سه ماه آموزش به این خانه راه یافته‌اند. در صورتی که خانه موسیقی باید دوغ را از دوشاب تشخیص بدهد. بنده با رزومه ۳۰۰ اثر موسیقی فیلم و تئاتر با کسی که یک مدت کوتاه آموزش موسیقی داشته است، در یک ردیف قرار نمی‌گیرم!! خواهش من این است که مدیران خانه موسیقی امثال ما هنرمندان را ناامید نکنند.

باز هم برگردیم به موسیقی پاپ؛ تعریف شما از موسیقی پاپ چیست؟
موسیقی پاپ (پاپیولار) یعنی موسیقی روز، موسیقی‌ای که کلمات در آن تازگی دارند و خلاقیت بوجود آمده است. خاطرم است وقتی که با خواننده توانایی چون مازیار کار می‌کردم، هر فصل ایشان را یک آدم دارای اختلاف و تقلیدی از یک هنرمند می‌دیدم. به ایشان گفتم خواننده باید به سبک خود بخواند و فعالیت کند تا اینکه این موضوع افتاد و ایشان با یک صدای دارای اختلاف معرفی شد.

نوگرایی که امروزه در هنرمندان می باشد، صحیح است یا غلط؟
تقلید صد درصد اشتباه. گرایش موسیقی دیگران باید با یک طعم و رنگ دیگر باشد نه مانند همان مردم.

آیا موسیقی پاپ بیان مسئله اجتماع با ناله و اندوه است؟
خیر. با اینحال متأسفانه برای آنکه کار بیشتر گل کند و در دل مخاطب بنشیند، این گونه می‌خوانند. موسیقی پاپ یک موسیقی مفرح و شاد است، ناله ندارد چون به اندازه کافی در موسیقی سنتی ناله می باشد پس خوب است نگاه تازه‌تری به موسیقی پاپ وجود داشته باشد.

امروزه به گونه‌ای شده است که بازیگر، ورزشکار یا اشخاصی که پول بسیاری دارند، وارد عرصه موسیقی می‌شوند، آلبوم پخش می‌کنند یا کنسرتی برگزار می‌کنند و با آنکه عده‌ای از مردم در این راه موفق نیستند، با اینحال ترجیح می‌دهند این کار را تجربه کنند؟
بله. هنر خوانندگی کار جذابی است و مورد استقبال قرار می‌گیرد با اینحال همه این دوستانی که هنر خوانندگی را انتخاب می‌کنند، موفق نیستند حتی این دوستان غربال می‌شوند و تنها دو یا سه نفرشان انتخاب می‌شوند و مابقی حذف می‌شوند و تنها یک هزینه فراوانی است.
به طرز مثال وقتی که می‌خواستم با خواننده‌ای کار کنم، تأکید داشتم اول باید صدای آن خواننده را بشنوم بعد کار شروع شود با این وجود در این عرصه خواننده را کمک می‌کردم و با دو سه نشست تمرین وقتی صدای ایشان به اصطلاح پخته‌‌تر شد، ملودی می‌ساختم. اگر آن خواننده استحقاق آن را داشت موفق می‌شود و به نقطه ای که باید می‌رسد مگر اینکه خودش توانایی این کار را نداشته باشد. هفت نفر از خوانندگان بنام موسیقی چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب از همان ابتدای کار با من هم کاری داشتند و در حقیقت آنها را وارد موسیقی کردم. در چنین موقعیتی چندین عدد از این خواننده‌ها که در آن سوی آب فعالیت می‌کنند، معرفت نداشتند و هیچ دلجویی از من نکردند.

هم اینک بخوانید:   پری زنگنه: کنسرت‌های ویژه بانوان غیراخلاقی نیستند

برای شما اختلاف دارد به چه خواننده‌ای موسیقی آموزش بدهید؟
اگر فردی به من مراجعه کند و آموزش ندیده باشد، مجبورم با ایشان هم کاری کنم و به ایشان آموزش بدهم. حتی اگر آن کار موفق نشود.

با اینحال امضای شما پای آن کار خورده است؟
بله. کارهای بسیاری اسم من پای آن بوده است و رضایتی از آن نداشتم با این وجود به خاطر حفظ زندگی‌ام مجبور بودم قبول کنم و سکوت کنم. در حقیقت هم باید دنیا را داشته باشم هم آخرت را! با این وجود سعی می‌کنم این کار کمتر اتفاق بیفتد. امروزه شرایط به گونه‌ای شده است که پسرم از موسیقی دلزده شده و به من بیان می کند چرا مهندسی را ادامه ندادی!!

تهیه‌کنندگان موسیقی دراین باره چقدر مؤثر هستند؟
برنامه‌گذاران موسیقی مانند عقاب بالای سر یک تعداد مردم نشسته‌اند و مطمئنم هیچ گاه نمی‌گذارند من نوعی کنسرت برگزار کنم.
باز هم تأکید می‌کنم برای دلم به موسیقی روی آوردم و برای مردم می‌خوانم و آهنگ می‌سازم. رشته تحصیلی من مهندسی است و به خاطر علاقه‌ام به هنر موسیقی توانستم به کمک زنده‌یاد مرتضی حنانه در این کار موفق شوم. زنده‌یاد حنانه اصول درست موسیقی را به من آموخت با اینحال امروزه نه جوانان در جستجوی‌ هارمونی‌های موسیقی می‌روند و نه امثال هنرمندان دلسوزی چون مرتضی حنانه دیگر می باشد.

این اتفاقات تنها در موسیقی پاپ می باشد یا اینکه موسیقی رپ، راک و… هم به همین صورت است؟
در موسیقی رپ و راک هم تقلید می باشد با اینحال در این نوع موسیقی‌ها هم هنرمندان خوب انتخاب می‌شوند. اتفاقاً بسیار کار خوبی است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این نوع موسیقی‌ها مجوز می‌دهد.

سیاستگذاران هم در بالا بردن این نوع موسیقی‌ها نقش دارند؟
خیر. این موسیقی‌ها تنها مخاطبان بسیاری دارند اتفاقاً افرادی که این موسیقی را آزاد کرده‌اند و مجوز می‌دهند، مردم با فکر و شعوری هستند برای اینکه اگر بخواهند این کارها را منع کنند، شرایط بدتر خواهد شد مانند موسیقی زیرزمینی که به روش پنهانی فعالیت می‌کنند. با این وجود هنرمندان ما باید با یکدیگر رفاقت داشته باشند نه رقابت اگر هم نبردی هست، سالم و تولید کننده باشد.

یعنی معتقدید اتفاق خوبی‌است که شهرت موسیقی در دستان هنرمندان موسیقی پاپ افتاده است؟
بله. باید هم این موضوع بیفتد جامعه این نوع موسیقی را می‌پسندد و خوب است تجربه کند. با این وجود گفتن این مسئله در اینجا ضروری است موسیقی سنتی و اصیل ما هم مکان خود را دارد و هیچ گاه فراموش نخواهد شد.

آیا ممنوع الفعالیت شدن اتفاق خوبی برای یک هنرمند است؟
خیر به نظر من، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید پای این هنرمندان بایستد.
خود من به شخصه در دوره‌ای خودم را از نگاه مردم پنهان کردم و کسی هم سراغی از من نگرفت با اینحال وقتی که به میان مردم آمدم، متوجه شدم مردم بسیار بامحبت هستند و دوست دارند هنرمند مورد توجه‌شان فعالیت کند.

تلویزیون در معرفی یک هنرمند چقدر می‌تواند اثرگذار باشد؟
مطمئناً تأثیر بسیاری خواهد داشت. رسانه ملی می‌تواند در خدمات رسانی و معرفی یک هنرمند مؤثر باشد.

هم اینک چه فعالیتی دارید؟
امروزه تنها سفارش ترانه می‌گیرم و روی آن موسیقی می‌سازم با این وجود سعی می‌کنم ترانه‌هایی باشد که در فکر مردم بارقه ایجاد کند. به هرحال خواننده سرمایه‌اش را هزینه می‌کند باید ایشان را ترغیب کرد و کار درست را برای ایشان انجام داد. با این وجود یک تعداد از دوستان چندان دلسوز نیستند.

تصمیم ندارید کنسرتی برگزار کنید؟
بله حتماً در این فکر هستم و می‌خواهم چندین عدد از رپرتوارهایی که از قبلی باقی مانده است به قول مشهور پایین خاکی هستند و در سال‌های قبلی ساخته شده را اجرا کنم.

موسیقی فیلم چگونه؟
چون چند سالی در این کار وقفه ایجاد کردم هم اینک توصیه خوبی ندارم.

با این وجود کارهای خوب زیاد شنیده‌ام مانند موسیقی فیلم «شهرزاد» که بسیار دلچسب و بجا بود و این یعنی انرژی مثبت از یک موسیقی.

دورنمای شما از موسیقی پاپ چیست؟
ناامید نیستم!! گمان می نمایم موسیقی پاپ آتی خوبی خواهد داشت با این وجود با زحمت‌های بسیار آقای مرادخانی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطمئناً بیننده اتفاقات خوبی خواهیم بود.

در بیشتر مواقع میتوانید در آرتلی تازه ترین گفتگو با خوانندگان پاپ و راک را پیگیری کنید. خواهشمندیم دوستان خود را به جمع ما بیافزایید.

لینک منبع