آرتلی | اخبار هنری آخرین اخبار هنری از ایران و جهان را در آرتلی دنبال کنید

قاسم افشار: از دنیای موسیقی مجاز خداحافظی می کنم!

قاسم افشار: از جهان موسیقی مجاز خداحافظی می کنم!

قاسم افشار

photo_2016-06-19_10-28-40زینب مرتضایی فرد: وقتی حرف می زند به صدایش هم دقت می کنم. دقیقا همان صدایی است که در کارهای موسیقی اش هم می شنویم. ایشان در دست به نسلی است که برای خواندن و بودن در عرصه موسیقی راهی جز آموختن نداشتند، نمی توانستند با فن آوری ناتوانی هایشان را دور بزنند، لحظه را دور بزنند و یک شبه راه چند ساله را طی کنند و مشهور بشوند. آنها اگر مشهور شدند هم به باعث توانایی هایشان در اجرا بود که به شهرت رسیدند و به خواننده هایی مشهور بدل شدند. قاسم افشار یکی از خواننده های یا استعداد و خوش صدای همین نسلی است که این ایام جایشان در عرصه موسیقی خیلی خالی است. با ایشان پیرامون جای خالی ایشان و هم نسلانش، تصمیم های تازه اش پیرامون کارش و… گفت و گویی انجام دادیم قادر اید بخش هایی از آن را پیشتر بخوانید.

******

قطعه ای که فراموش نشده

به خاطر دارم سال ۷۵ یا ۷۶ بود که برای خوانندگی در صدا و سیما تست صدا دادم و زنده یاد بابک بیات گفت صدایم پذیرفتنی است و قرار شد هم کاری هایی با هم داشته باشیم. مدتی بعد قرار شد قطعه «وقف پرنده ها» را اجرا کنم. شعرش برای استاد محمدعلی شیرازی بود، اهنگسازی آن را اکبر آزاد انجام داده و تنظیمش هم بر عهده بهروز صفاریان بود. این اثر یک کار زیست محیطی بود و در بین کارهایی که آن وقت تولید می شد دلچسب بود. هنوز هم با گذر بیست سال هر جا اجرایی داشته باشم مردم دوست دارند آن را بشنوند و دوستش دارند. خلاصه که «وقف پرنده ها» اولین قطعه ای بود که خواندم و با آن به مردم شناسانده شدم.

درگیر و دار مجوز

در ابتدای کارم یک سال به من مجوز فعالیت در عرصه موسیقی را نمی دادند و می گفتند صدایم شبیه به یک خواننده لس آنجلسی است. رویشان نمی شود بگویند ادا در می آوری و… . تا اینکه به مرور لحظه به دوستان ثابت شد اگر شباهتی هم هست یک چیز طبیعی است و دست خود من نیست. خیلی ها می گویند من و خواننده های هم نسلم کمرنگ شده ایم، با اینحال مسئله این است که ما این شرایط را بوجود نیاورده ایم. شرایط تغییر کرده و شرایط به شکلی پیش رفته که کار را در محیط مجازی پخش کنیم نتیجه بهتری می گیریم. نمی گویم ما مقصر نیستیم با اینحال سیاست های کلی موسیقی کشور انقدر تغییر کرد که خوانندگان نسل ما کمرنگ شدند. اغلب هم از این شرایط ناراحت هستند.

مجوز هست، سالن نه

سال قبلی از وزارت ارشاد من را دعوت کردند و پرسیدند چرا کنسرت نمی گذارم. گفتم کجا کنسرت بگذارم؟ گفتند شما هنرمند درجه یک هستی و می توانی در تالار وحدت کنسرت بگذاری. مجوزهای ضروری را هم به من دادند با اینحال روزهای نامناسبی را برای اجرای کنسرت به من معرفی کردند. من هم نپذیرفتم. وقتی در تهران اصولا همه پنجشنبه و جمعه به کنسرت می روند چرا باید اجرا در روزهایی را که مردم شرایط و امکان حضور در کنسرت ها را ندارند بپذیرم. با خودم گفتم حتما از نو پیگیری می کنند و مسئله را با هم حل می کنیم با اینحال حتی دیگر تماسی گرفته نشد که بپرسند چه شرایطی را می خواهم.

مگر ما چه می خواهیم؟

راستش گاهی با خودم به این فکر می کنم که از جهان مجاز موسیقی خداحافظی کنم. آنها که دارند غیرمجاز کار می کنند و کلیپ هایشان در شبکه های ماهواره ای پخش می شود شرایط بهتری برای کار دارند! ما که در بیشتر مواقع بطور کلی قانونی رفتار می کنیم نه خدمات رسانی داریم و نه همراهی. کلیپ ها دلیل می شوند مردم با هنرمند رابطه بهتری بگیرند، با اینحال ما فضایی برای پخش آنها نداریم. مردم دیگر هیچ کلیپی را با تصویر گل و پرنده نمی پذیرند، این کارها ۲۰ سال پیش جواب می داد.

همه کاره های کم توان

ترانه در بیشتر مواقع برای مردم ما مهم بوده و به تبع آن ترانه سراها و فعالان موسیقی هم به ترانه بسیار ارزش می داده اند. باید در اینجا این خبر خوب را به شما بگوییم که شاعران خوبی هم داریم چه در نسل جوان و چه قدیمی ترها. با اینحال در کمال تاسف بیننده هستیم که هر روز بار شعری آلبوم های موسیقی کم و کمتر می شود. با وجود این هنوز هم شعرهای قوی وجود دارند با اینحال اگر بخواهیم شرایط کارها را با ده سال پیش مقایسه کنیم می بینیم ترانه های آن سال ها نه یک سر و گردن حتی ۱۰۰ سر و گردن بالاتر از ترانه های امروز بودند. امروز خواننده خودش ترانه بیان میکند، آهنگ هم می سازد، تنظیم کار را هم خودش انجام می دهد و بدین جهت هم  بیننده اتفاق مخصوصی هم در کارها نیستیم. مگر یک ذهن چقدر توانایی دارد که هم ملودی بسازد، هم شعر بنویسد، تنظیم کند و خوب بخواند؟ برای همین است که بیننده این هستیم که در اغلب آلبوم های موسیقی نیمی از قطعات به هم شبیه به هستند. 

عقب نشینی بزرگ ترها در موسیقی پاپ

به هر میزان جلوتر می رویم بزرگ ترهای موسیقی بیشتر عقب نشینی می کنند و مردم تازه وارد کار می شوند.  ورود آدم های تازه در عرصه های مختلف اتفاقی است که در همه دنیا رخ می دهد با اینحال هیچ جا با ورود تازه ها قدیمی تر ها حذف نمی شوند و یا شرایطی ایجاد نمی شود که خودشان عقب نشینی کنند. فرصت کار برای همه به یک اندازه امکان دارد و این مردم هسند که تصمیم می گیرند کجا بروند و چه چیزی را گوش بدهند. در تهران دو تا سالن خوب داریم که آن هم واضح است در دست به کدام خواننده هاست. در تیتراژخوانی ها هم همین اتفاق ها رخ می دهد و این امتیاز تنها به برخی مردم تعلق می گیرد.

قاسم افشار

قاسم افشار

پول در عالم موسیقی چه می کند؟

وقتی که ما کارمان را شروع کردیم از سالن ۵۰۰ نفری تا ۸ هزار نفری را هم در محیط باز پر می کردیم، با اینحال آن وقت همه چیز یک توجیه منطقی داشت. پول سالن، بلیت ها، دستمزدها و … در یک چارچوب واضح پیش می رفتند با اینحال اکنون خواننده برای دو شب اجرا ۱۴۰ میلیون تومان دستمزد می گیرد و این مسئله روی بقیه هزینه ها هم تاثیر می گذارد. بلیت گران می شود، سالن گران می شود و … اکنون فکرش را بکنید خواننده جوانی که می بیند می تواند یکی دو ساله میلیاردر شود در این شرایط چقدر تغییر می کند و اخلاقش عوض می شود. با این وجود این شرایط عدد و رقم ها موسیقی را تحت تاثیر قرار داده اند و کار به نقطه ای رسیده که خواننده آلبوم می دهد که کنسرت بگذارد و هزینه های آلبوم را برگرداند. با خودش بیان میکند چند تا اجرا بروم هزینه های آلبوم را برمی گردانم و سود هم می کنم. در حقیقت کمتر این فکر هست که آلبومی تولید شود تا هواداران خواننده بیایند و لذت ببرند.

 

دلیل بی توجهی به آلبوم

آلبوم دیگر فروش نمی رود، پس تنها پخش می شود که کنسرت برگزار شود. یک آلبوم باید با هزینه های الان ۲۰۰ هزار تا تولید شود تا جوابگوی هزینه ها باشد. با ۱۰ هزار و ۲۰ هزار تا هیچ هزینه ای باز نخواهد گشت. من در کار نشر نیستم با اینحال می دانم وقتی تعداد محددوی پخش می شود تنها در تهران توزیع می شود. یک زمانی یک کمپانی فرهنگی ۲۰۰ هزار تا تولید می کرد تمامی کشور پخش می شد. با اینحال اکنون ۱۵ تا ۲۰ هزار تا تنها در تهران پخش می شود و جاهای دیگر کارها دانلود می شود. اکنون اینها را بگذارید کنار شرایط تولید آلبوم. هر قطعه ۲۰ میلیون هزینه دارد اگر قرار باشد ۱۰ قطعه کار کنیم و برای هرکدام این مبلغ را بپردازیم ۲۰۰ میلیون تومان تنها هزینه آلبوم خواهد بود و با فروش آلبوم به هیچ عنوان این مبلغ برنمی گردد. آن هم در شرایطی که موسیقی امروز  کالای تزیینی زندگی بوده و جزو مایحتاج اصلی شمرده نمی شود.

آیا امیدی هست؟

من در عرصه موسیقی هیچ آموزشی ندیده ام. از ۱۵-۱۶ سالگی کارم را خودم شروع کردم از آن سال ها که کار می کردم هیچ استادی نداشتم. موسیقی من عشقم است و از بچگی شیفته اش بودم. من قبلا مارکت آهن کار می کردم. در حقیقت بیزینس های متعددی را تجربه کرده ام. با اینحال چند سالی است که تنها من هستم و موسیقی. همین هم که خدا ته صدایی به من داده و تنم سالم است راضی هستم، با اینحال هیچ امیدی به بهتر شدن شرایط ندارم. اگر مقرر شده بود اتفاق خوبی بیفتد تا این لحظه افتاده بود، وقتی مردم گلچین می شوند و هیچ کس حواسش به ما نیست، باید فکر کار خودم باشم و گوشه ذهنم این گزینه را که آیا دوست دارند ما غیر مجاز شویم یا نه را بررسی کنم.

 

در بیشتر مواقع میتوانید در آرتلی تازه ترین گفتگو با خوانندگان پاپ و راک را پیگیری کنید. خواهشمندیم دوستان خود را به جمع ما بیافزایید.

لینک منبع

هم اینک بخوانید:   گفتگویی مفصل با «کاوه یغمایی» بعد از 10 سال!