آرتلی | اخبار هنری آخرین اخبار هنری از ایران و جهان را در آرتلی دنبال کنید

حمیدرضا نوربخش: رسانه ملی قدمی برای موسیقی ایرانی برنمی‌دارد

حمیدرضا نوربخش: رسانه ملی قدمی برای موسیقی ایرانی برنمی‌دارد

نرگس کیانی: حمیدرضا نوربخش دبیر سی‌و‌دومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر از جزئیات این موضوع موسیقایی، نسبت میان مدیرعامل خانه موسیقی بودن و دبیر جشنواره شدن و برنامه‌هایش برای آتی گفت.

سی‌و‌دومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر در پی درگذشت آیت‌اله هاشمی رفسنجانی با دو روز تاخیر و از جمعه ۲۴ دی شروع خواهد شد و اول بهمن انتهای پیدا خواهد کرد.

این تاخیر منجر به تغییراتی از نمونه فشرده شدن جدول، حذف شدن یکی از فرصت‌های اجرای ژیوان گاسپاریان و گسترش تعداد اجراهای محمد علیزاده شد.

قبل از این اتفاقات و اعلام تفاوت، حمیدرضا نوربخش دبیر جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر مهمان خبرآنلاین شد تا به سوالاتی در باب این موضوع موسیقایی جواب دهد. آن‌چه پیشتر می‌خوانید حاصل گفت‌و‌گوی مهدی یاورمنش با دبیر دوره پیشین و حال حاضر جشنواره است که از کلیاتی هم چون راغب نبودن هنرمندان برای حضور در جشنواره و هدف اصلی این موضوع بی‌اساسنامه از دید مدیر آن و جزئیاتی مانند دست خالی جشنواره در عرصه موسیقی ایرانی، چگونگی تعیین مبلغ قراردها، چگونگی انتخاب سالن و مبنای تعیین بهای بلیت و… گفته‌اند.

حمیدرضا نوربخش در دوره سی‌و‌سوم هم مدیر جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر خواهد بود؟

سال قبلی به این پرسش در باب جشنواره سی‌و‌دوم جواب دادم و نظر صادقانه‌ام را بیان کردم با اینحال پیشتر اتفاقات دیگری افتاد. من حدود شش یا هفت ماه در مقابل پذیرش مدیریت سی‌و‌دومین دوره جشنواره مقاومت کردم والا پیوسته عرف بر این بوده است که در اختتامیه هر دوره، دبیر یا مدیر دوره بعد معرفی شود. سال قبلی من در مقابل این موضوع ایستادم و از این که نامم با اسم دبیر دوره بعد اعلام شود جلوگیری کردم چون نمی‌خواستم این مسئولیت را بپذیرم. با وجود این پیشتر با اصرار دوستان و استدلال‌هایشان که درست هم بود تصمیم گرفتم امسال هم باشم تنها برای این که به هر میزان بیشتر و بهتر در مسیر ریل‌گذاری انجام شده پیش برویم.

اکنون که این پرسش را در باب دور بعد می‌پرسید هم اعتقادم این است که جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر باید در همین مدار جلو برود تا بتواند به جشنواره‌ای جدی مبدل و با استقبال اهالی موسیقی مواجه شود. ما باید به نقطه ای برسیم که اهالی موسیقی جشنواره را دوست داشته باشند و با انگیزه کمپانی کنند و الزامی به تلاش مجریان برای راضی کردن مردم جهت حضور نباشد.

باور من این است که ریل‌گذاریِ صورت گرفته می‌تواند ما را به چنین نقطه‌ای برساند و با رعایت آن در چند دوره بعد به آن‌چه ذکر کردم خواهیم رسید. من نیز اگر بتوانم در این عرصه برای هموار کردن مسیر کمکی کنم، دریغ نخواهم کرد.

اشاره کردید که مجریان جشنواره نباید هَم و غم‌شان این باشد که مردم را برای حضور در این موضوع موسیقایی راضی کنند با اینحال اکنون همین گونه است.

به جرات می‌گویم در طول سی‌و‌دو سالی که از اجرا جشنواره موسیقی فجر می‌گذرد رسم همین گونه بوده است و این نکته را که واقعیتی انکارناپذیر است به دفعات و به دفعات اعلام کرده‌ام.

جشنواره موسیقی فجر پیوسته قائم به نحوه عملکرد، تلاش و خواست مدیرانش بوده است. اگر در دوره‌هایی هم بیننده درخشش آن بوده‌ایم صد در صد به نحوه عملکرد مدیرش مرتبط بوده است و نه ساز و کار یا اساسنامه نامجود آن.

نکته‌ای که بر آن تاکید می‌کنم این است که به هیچ وجه نمیشود استقبال پرشور از سال‌های آغازین اجرا جشنواره را در دهه ۶۰ به حساب ساز و کارش گذاشت. در آن وقت هیچ اتفاق موسیقایی دیگری نبود و تنها ویترین موسیقی کشور، جشنواره فجر بود. از دهه ۷۰ به بعد با باز شدن دریچه‌هایی دیگر در این عرصه، به مرور لحظه نقش جشنواره کم رنگ و کم رنگ‌تر شد تا دهه ۸۰ که بیننده کم‌فروغ‌ترین دوره‌هایش بودیم. با این وجود به هیچ عنوان تلاش عزیزانی را که در این سی دوره زحمت کشیدند پایین پرسش نمی‌برم. آن‌چه می‌گویم  بدون گرفتن انگشت اتهام به سوی کسی، در باب ساز و کار و اساسنامه‌ای  است که نیست.

امیدوارم با آن‌چه در دوره سی‌و‌یکم رخ داد و در دوره سی‌و‌دوم هم ادامه خواهد داشت بیننده اتفاقاتی خوب باشیم. یکی از چیزهایی که بر آن تاکید دارم جایزه‌ای ویژه جشنواره موسیقی فجر است که می‌تواند ضمن ایجاد انگیزه، با تقویت این اندیشه به اشتراک اهالی موسیقی که آن‌چه انجام می‌دهند رصد می‌شود، کیفیت تولیدات موسیقایی را در طول سال هم گسترش دهد.

این‌ها چیزهایی است که به خاطر ما رسیده، امکان دارد افرادی دیگر نظراتی دیگر داشته باشند که می‌تواند به آن‌چه مدنظر ماست اضافه شود.

پس حفظ جایزه سالانه در جشنواره که نامش را باربد قرار داده‌اید جزو دغدغه‌هایتان است؟

مطمئنا.

با نگاه به سی‌و‌یک دوره جشنواره موسیقی فجر، نمی‌توانیم از فراز و فرود صحبت کنیم چون این موضوع موسیقایی پیوسته در سطح بوده و تنها با حرکاتی زیگزاگ گاهی به چپ و گاهی به راست متمایل شده است. در حقیقت با آمدن هر دبیر مسیر جشنواره تغییر می‌کند.

برخی از دبیران بر جوانان، کشف، معرفی و سپس پرورش آن‌ها در طول پروسه اجرا جشنواره و بعد از آن تاکید داشتند. با وجود این انتقاداتی از نمونه این که جشنواره نباید تمام توان خود را بر جوانان بگذارد هم بر آن شیوه وارد بود.

بی‌شک خودتان هم انتقادات وارد بر سی‌و‌یکمین دوره جشنواره موسیقی فجر به دلیل حذف بخش نسلی دیگر و استعدادهای درخشان را شنیده‌اید. چیزی که ریشه در بی‌اساسنامه بودن جشنواره و نامشخص بودن هدف آن دارد. به نظرتان هدف اصلی جشنواره چه باید باشد؟

به نظر من جشنواره‌ها ویترین‌هایی فرهنگی‌اند که بستر معرفی اتفاقات هنری را ممکن می‌کنند با اینحال اول باید این ویترین را با‌ارزش و دلنشین جلوه دهیم تا آن‌چه درونش به نمایش می‌گذاریم دیده شود.

ویترینی پرت‌افتاده و دور از نظرها که هیچ اهمیتی ندارد حتی اگر میزبان گران‌بها‌ترین گوهرها هم باشد نمی‌تواند مردم را به خود جذب کند. جشنواره فجر در همه سال‌ها به غیر از دوره قبل، نبردی بوده است. آیا می‌توانیم سی نفر اکتیو مشهور در عرصه موسیقی اسم ببریم که کالا این سی سال رقابت باشند؟!

من برخلاف این که می‌گویند با نگاهی حذفی مانع از حضور جوانان در جشنواره شده‌ام پیوسته به این گروه با اسم آتی‌سازان موسیقی توجه ویژه داشته‌ام و حرفم این است که جای آن‌ها در حاشیه جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر نیست و خود باید به متن جشنواره‌ای مستقل مبدل شوند.

سال قبلی تمام تاکید من بر این بود که جای بخش نسلی دیگر و استعدادهای درخشان در جشنواره موسیقی فجر نیست و باید جدا شوند. وعده‌ای که امسال آن را در جشنواره موسیقی کلاسیک ایرانی عملی کردم. با این شرایط بخش نسلی دیگر به یک اتفاق جداگانه، ویژه و پرطمطراق مبدل شد. باور من این است که هر چیزی باید در جای خود قرار گیرد. جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر جای حرفه‌ای‌هاست. همراه با آن، بستر ممکن شده برای ورود جوانان به این عرصه حرفه‌ای، جشنواره موسیقی کلاسیک ایرانی است.

هم اینک بخوانید:   «ارسلان کامکار» در گفت وگو با «موسیقی ایرانیان» از مساله های در مقابل موزیسین ها گفت

نگاه من به هیچ عنوان حذفی نیست. سال قبلی عده ای بی‌انصافانه بر این نکته اصرار می‌کردند که بخش نسلی دیگر و استعدادهای جوان حذف شده‌ است و هیچ‌گاه نخواستند آن‌چه می‌گوییم را بشنوند. مگر موسیقی خود من از چه جنسی است؟ من با اسم اکتیو عرصه موسیقی کارنامه‌ای دارم که در معرض نمایش گذاشته است از نوعِ موسیقی خالصِ خالصِ خالصِ ایرانی‌ام و این جنس موسیقی به خواست شخصی‌ام نزدیک‌تر است. معتقدم مهمترین بخش موسیقی ما، جوانان این عرصه‌اند با اینحال جایشان در حاشیه نیست و باید اصل مسئله باشند. کما این که در جشنواره موسیقی کلاسیک ایرانی این موضوع افتاد و قول می‌دهم سال آتی، حضور در این جشنواره از روش معرفی فراخوان انجام و بخش نبردی هم به آن اضافه شود.

سال قبلی در راستای حذف بخش استعدادهای درخشان، بیننده تک‌نوازی هنرمندان جوان و نوجوان قبل از اجرای پیشکسوتان بودیم. با وجود این این موضوع تنها در ۱۰ اجرا از ۵۵ اجرایی که در سی‌و‌یکمین جشنواره موسیقی فجر روی صحنه رفت رخ داد. امسال هم بیننده چنین اتفاقی خواهیم بود؟

با استناد به این که جشنواره موسیقی کلاسیک ایرانی راه افتاده است، این تک‌نوازی‌ها را هم به همان جشنواره منتقل خواهیم کرد.

امکان این که بخواهید جشنواره‌هایی هم چون موسیقی کلاسیک ایرانی را به جشنواره موسیقی فجر رابطه دهید می باشد؟

دقیقا. ما در همین دوره هم کوشیدیم تا حدودی این کار را انجام دهیم و برگزیدگان جشنواره موسیقی معاصر تهران (آنسامبل پرکاشن تهران و ارکستر نیلپِر) و جشنواره جوان (حسین خوش‌چهره) را به سی‌و‌دومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر دعوت کردیم.

معتقدم ما به سازمان جشنواره‌های موسیقی نیازمندیم تا به ستادی مبدل شود که همه جشنواره‌ها را پایین چتر خود دارد. تنها از این طریق است که می‌توان جشنواره فجر را به جشنواره‌ی جشنواره‌ها مبدل کرد.

سال‌های سال است که هیئت‌مدیره خانه موسیقی اعتقاد دارند اجرا جشنواره موسیقی فجر باید به آن‌ها سپرده شود و بهترین گزینه برای اجرا این موضوع موسیقایی آن‌ها هستند. در دوره سی‌و‌یکم با حضور شما با اسم دبیر جشنواره، این فکر به خاطر خیلی از مردم متبادر شد که جشنواره را به خانه موسیقی سپرده‌اند.

وانگهی شما جایزه‌ای شبیه به آن‌چه در جشن سالانه خانه موسیقی داشتید در جشنواره فجر راه انداختید و به همین واسطه آن ذهنیت تقویت شد. با تاکید بر این که نمی‌خواهم بحث خانه موسیقی با جشنواره فجر در هم بپیچد با اینحال آن گروه از اهالی موسیقی که خانه موسیقی را نماینده خود نمی‌دانند و انتخابات آن را قبول ندارند درمقایسه با این موضوع معترض‌اند. نظر شما در باب واگذاری جشنواره‌های مختلف به صنوف مرتبط چیست؟

همان‌طور که اشاره کردید اخطار پیچیده شدن مباحث در هم، این بخش از گفت‌و‌گو را تهدید می‌کند. ما باور داریم خانه موسیقی تنها نهاد صنفی و تخصصی جامعه موسیقی است. برخی پرسش میکنند چرا عضو های خانه موسیقی در همه شوراها حضور دارند؟ پرسش من این است که چرا نباید حضور داشته باشند؟ معتقدم خانه موسیقی باید مدعی هر شورایی که در عرصه موسیقی برگزار می‌شود باشد و این نه نتها ایراد که حُسن است.

این که مردم به دلیل کمپانی در رای‌گیری هیئت مدیره خانه موسیقی یا عدم کمپانی، این نهاد صنفی را خانه خود می‌دانند یا نه، بحثی دیگر است. گردانندگان خانه موسیقی از روش انتخابات انتخاب شده‌اند، انتخاباتی که آن را صد در صد درست می‌دانم. تنها نکته‌ای که مرتب بر آن تاکید می‌شود عدم حضور چشمگیر اهالی موسیقی در این انتخابات است.

افرادی انگیزه کمپانی در انتخابات را داشته‌اند و تعدادی دیگر فاقد این انگیزه بوده‌اند. افرادی که انگیزه نداشته‌اند ناچارا باید نتیجه را بپذیرند و تابع نظر دیگران باشند. هر شخصی در صورت انفعال ناچار به پذیرش چیزی است که دیگران انتخاب می‌کنند.

به پرسش شما برمی‌گردم. واگذاری امور فرهنگی به اهلش و کاهش تصدی‌گری دولت جزو اصلی‌ترین شعارهای دولت تدبیر و امید در عرصه فرهنگ و هنر بود. سال قبلی این من بودم که نپذیرفتم جشنواره پایین چتر خانه موسیقی قرار بگیرد والا نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت هنری بر واگذاری بود با اینحال من برای این که حاشیه‌های بوجود آمده حول خانه موسیقی دامنِ جشنواره را نگیرد اعلام کردم تنها با شخصیت حقیقی حمیدرضا نوربخش این سمت را می‌پذیرم، نه شخصیت حقوقی مدیرعامل خانه موسیقی. بدین جهت پای جشنواره سی‌و‌یکم به هیچ عنوان به خانه موسیقی باز نشد.

 با اینحال عضو های هیئت‌مدیره خانه موسیقی و کانون‌های آن که از دوستان شما هم هستند در قسمت‌های مختلف این جشنواره حضور داشتند.

اول این که به جرات می‌گویم سال قبلی بیش از ۹۰ درصد شاخصین جامعه موسیقی در جشنواره یا روی صحنه رفتند یا داور بودند یا اثرشان داوری شد یا جایزه دریافت کردند. در نتیجه چندین عدد از این شاخصین جزو هیئت‌مدیره خانه موسیقی یا عضو های کانون‌های آن بودند. افرادی که به هیچ وجه نمیشود حذفشان کرد یا نادیده‌شان گرفت و منطقی است که باید باشند.

نکته‌ای که جزو نقاط ضعف جشنواره موسیقی فجر شمرده می‌شود حضور مردم در این موضوع موسیقایی به دلیل بستن پیمان و گرفتن مبالغی بالا است. چیزی که در هیچ کدام از جشنواره‌های موسیقی ایرانی و جهانی به چشم نمی‌خورد. وقتی که بحث دادن پول مطرح می‌شود، بحث‌هایی هم بر سر چرایی اختلاف مبالغ و معیارهای آن بوجود می‌آید. گمان می‌کنید زمانی فرابرسد که مردم بدون دریافت پول، حضور در جشنواره موسیقی فجر را بپذیرند؟  

این موضوع باید به جشنواره‌ای مشهور مبدل شود و تنها تحت این شرایط است که حرف و حدیث‌ها از بین می‌رود با اینحال تا قبل از آن ناچاریم از همه تمهیدات سود ببریم تا مردم حضور در جشنواره را بپذیرند.

وقتی که رویدادی را بی‌اعتبار می‌کنیم لحظه دعوت از بزرگان، آن‌ها برای حضورشان شرط می‌گذارند، چون بودن در آن اتفاق برایشان دلنشین نیست و با خود گمان می نمایند حضورشان چیزی بر آن‌ها نمی‌افزاید.

با اینحال همین اتفاق بحث‌های بی‌پایانی را بوجود می‌آورد. از نمونه این که مردم با مقایسه قراردادهای خود با یکدیگر از این که بهای حضور دیگری بیش از آن‌ها بوده است دلچرکین می‌شوند.

بیاد داشته باشید بودجه اختصاص داده شده به جشنواره سی‌و‌یکم با جشنواره سی‌ام برابر و حول و حوش یک میلیارد و دویست میلیون تومان بود، اگر که امسال هم همان است.

هم اینک بخوانید:   سامان احتشامی: اگر کار نکنم دیوانه می‌شوم، دق می‌کنم

اختلاف جشنواره سی‌ام و سی‌و‌یکم در این بود که جشنواره سی‌ام با بودجه یک میلیارد و دویست هزار تومانی، یک میلیارد و دویست یا سیصد هزار تومان هم فروش بلیت داشت و با دو میلیارد و اندی جمع شد و اسپانسر هم نداشت.

سال قبلی ما با همان یک میلیارد و دویست هزار تومان، جشنواره‌ای حدودا سه میلیارد و نیمی برگزار کردیم. این ما به‌التفاوت که حدودا دو میلیارد و نیم بود از فروش بلیت به دست آمد. ما اسپانسر هم داشتیم که نه با کمک نقدی حتی با اختصاص فضاهای تبلیغاتی کمک‌مان کرد. از اینرو سال قبلی فروش جشنواره موسیقی فجر دو برابر سال قبل از خود بود در صورتی که تعداد اجراها بسیار کمتر از سال قبل بود.

یکی از اتفاقات خجسته که سال قبلی در عرصه مسائل مالی جشنواره رخ داد این بود که فروش بخش غیر پاپ، بیش از فروش بخش پاپ شد. در جشنواره سی‌ام مقدار فروش کنسرت‌های پاپ حدودا یک میلیارد و فروش تمام کنسرت‌های دیگر دویست میلیون تومان بود با اینحال من سال قبلی این نسبت را به نفع فروش موسیقی غیرپاپ تغییر دادم.

قراردادهای مردم نیز براساس یک مکانیسم واضح و بر مبنای مقدار فروش آن‌ها بسته شد نه این که من دست در خزانه دولت و بیت‌المال کنم و هر مبلغی دوست داشتم به هر کسی دوست داشتم اختصاص دهم.

بحث این است که شما قراردادها را قبل از شروع جشنواره بستید. به چه نحو می‌دانستید مقدار فروش بلیت هر کنسرت چقدر خواهد بود؟

ما قراردها را براساس محاسبه فروش با فرض پر شدن سالن بستیم. با این فرض به عددی رسیدیم که مبلغ پیمان ما با افرادی بود که در جشنواره روی صحنه رفتند.

با اینحال یکی از گروه‌هایی که هنوز هم مسئله قراردادهای سال قبلی برایش حل نشده گروه وزیری به سرپرستی کیوان ساکت و خوانندگی سالار عقیلی است که در تالار وحدت روی صحنه رفتند.

من همان لحظه این نکته را برای نشریهها شرح دادم. از یک سو ایشان مبلغ پیمان خود و گروه‌شان را از حساب خواننده جدا می‌کرد. وانگهی نکته‌ای که سال قبلی مرا هم شدیدا شوکه کرد کسر مبلغ بیمه از قراردادها بود.

اتفاقی که تا قبل از آن معمول نبود و باعث سوتفاهم بسیاری برای اکثر گروه‌ها شد با اینحال دوستان و از نمونه آقای ساکت فراموش نکنند که خودشان قراردادها را امضا کردند و اصل آن پذیرفتند.

اشاره کردید که قراردادها براساس محاسبه فروش با فرض پر شدن سالن بسته می‌شود. با استناد به این شرایط مردم مطمئنا به این نکته انتقاد خواهند کرد که با اسم مثال چرا فلان هنرمند در برج میلاد با ظرفیت ۱۷۰۰ نفر روی صحنه می‌رود و دیگری در سالن رودکی با ظرفیت ۲۰۰ نفر.

اختصاص سالن‌ها به هنرمندان بطور کلی براساس نظرها صاحبنظران و بسته به توان آن‌ها در پُر کردن سالن صورت گرفت. در نتیجه مردم نمی‌توانند بگویند من علاقه مندم در فلان سالن روی صحنه بروم و اساس این تقسیم‌بندی تشخیص و مدیریت ما، مشورت با صاحبنظران‌مان و بالاخره رضایت و توافق هنرمند بود.

با اسم مثال چرا ۱۰ گروهی را که در قسمت موسیقی تلفیقی قرار دارند به برج آزادی ارجاع دادید؟ در صورتی که چندین عدد از آن‌ها درمقایسه با اجرا در این سالن معترض‌اند.

ما برج آزادی را به آن‌ها توصیه کردیم و هر ۱۰ گروه آن را پذیرفتند. هنرمند می‌تواند بالاخره بگوید من در فلان سالن اجرا نمی‌روم و انصراف دهد با اینحال همه افرادی که اکنون در جشنواره هستند اجرا در سالنی را که برایشان معین شده است پذیرفته‌اند.

امسال بیننده حضور دو سایت فروش بلیت در جشنواره موسیقی فجر هستیم. از ۷۸ گروه حاضر در جشنواره، بلیت‌فروشی ۲۸ گروه و از نمونه موسیقی پاپ به سایت ایران کنسرت و بلیت‌فروشی ۵۰ گروه دیگر به سایت تیوال سپرده شده است. تقسیم‌بندی در این عرصه بر چه بنیادی صورت گرفت؟

در تمام دوره‌های قبل، یک سایت بدون هیچ ضابطه و قاعده‌ای با ستاد اجرا جشنواره پیمان می‌بست و فروش بلیت تمام اجراها را بر عهده می‌گرفت.

سال قبلی من در مقام مدیر جشنواره موسیقی فجر با تمام سایت‌های اکتیو در عرصه فروش بلیت مکاتبه و از آن‌ها درخواست کردم پیشنهادات خود را معرفی کنند. اولین شرط تعیین شده از جانب من دریافت پیش پرداخت از سایت متقاضی برای تضمین فروش بود. به علاوه از طرف دیگر اعلام کردم پیمان با سایت متقاضی براساس اختصاص درصدی از فروش به آن‌ها اجرا میشود که سال قبلی چهار درصد بود. وانگهی از آن‌ها درخواست کردم سری خدماتشان از نمونه پنل‌های ارسال اس م س یا اختصاص فضاهای آگهی محیطی و غیره را به من اعلام کنند.

چندین سایت اعلام آمادگی کردند که از آن میان سه سایت «تیوال»، «۸۴۲۰۰» و «می‌رسی» انتخاب شدند. من برای بار نخست در طول تاریخ اجرا جشنواره موسیقی فجر از این سه سایت یک میلیارد و دویست میلیون تومان با اسم پیش پرداخت برای تضمین فروش گرفتم. به علاوه از طرف دیگر امکاناتی تبلیغاتی به مبلغ دو میلیارد و نیم دریافت کردم.

باید اضافه کنم سال قبلی سایت ایران‌کنسرت شرطش این بود که فروش بلیت را فارغ از همه چیز و به روش انحصاری انجام دهد که ما نپذیرفتیم و با این وجود آن‌ها انصراف دادند با اینحال امسال قبول کردند که همراه با دیگران فعالیت کنند. من امسال هم کار سال قبلی را انجام دادم و بالاخره ایران‌کنسرت و تیوال انتخاب شدند. این دو‌ سایت و صاحبنظران ما بعد از بررسی همه شرایط به این نتیجه رسیدند که فروش بلیت اجراهای سالن میلاد کنفرانس و برج میلاد به طرز کامل به ایران‌کنسرت و سالن رودکی، برج آزادی و فرهنگسرای نیاوران به طرز کامل به تیوال سپرده و اجراهای تالار وحدت بین این دو سایت تقسیم شود. مبنای ما این بود که کدام یک از سایت‌ها توان پر کردن کدام سالن‌ها را دارند.

نکته‌ای که بر آن تاکید می‌کنم این است که من در طول سه سال واپسین اجازه نداده‌ام سقف بلیت‌های جشنواره هیچ تغییری داشته باشد. هزینه بلیت در جشنواره سی‌و‌یکم براساس جشنواره سی‌ام و در جشنواره سی‌و‌دوم براساس جشنواره سی‌و‌یکم است و تورم هیچ اثری بر آن نداشت.

با اینحال از میان اجراهای برج آزادی بلیت گروه‌های کاکوبند و کاوه آفاق را ایران‌کنسرت می فروشد.

چون محمدحسین توتونچیان مدیر سایت ایران‌کنسرت، خود تهیه‌کننده این دو گروه بود درخواست کرد فروش بلیت آن‌ها را هم بر عهده بگیرد والا نظر ما این بود که فروش بلیت همه گروه‌های حاضر در برج آزادی بر عهده تیوال باشد.

هم اینک بخوانید:   گفتگوی مجله «موسیقی ایرانیان» با «سجاد پورقناد»: نیاز به کمالگرایی داریم

خیلی از مردم حاضر در جشنواره اعتقاد دارند تیوال درمقایسه با ایران‌کنسرت تخصص کم‌تری در فروش بلیت کنسرت دارد.

مبنای ما این بود که از روش تعامل با مدیران هر دو سایت، برنامه‌ها با استناد به ظرفیت‌های هر یک از آن‌ها بینشان تقسیم شود. هر دو سایت، از تخصص و تجربه فروش بلیت گونه‌های مختلف موسیقی برخوردارند و ما از این ظرفیت‌ها به نفع جشنواره استفاده می‌کنیم و با این وجود اگر کاستی یا مشکلی باشد به آن‌ها تذکر می‌دهیم و پیگیری خواهیم کرد.

به این که روزی خانه موسیقی، خود سایت فروش بلیت داشته باشد فکر کرده‌اید؟

بله. من در جستجوی این مسئله بوده‌ام با اینحال هم اینک قابلیت ها و هزینه‌اش را نداریم.

می‌پذیرید که در عرصه موسیقی ابزاری، مردم حاضر در جشنواره سی‌و‌دوم قابل مقایسه با جشنواره سال قبلی نیستند و دچار نزول شده‌اید؟ ممکن است به این دلیل که بسیاری از مردم پاپس کشیدند و حاضر به حضور نشدند.  

این که افرادی پا پس کشیدند را به هیچ عنوان قبول ندارم. ما بدون اغراق می‌توانستیم تمام افرادی را که در جشنواره سی‌و‌یکم حضور داشتند در جشنواره امسال هم داشته باشیم با اینحال اصرار من این بود که در چرخه تکرار نیفتیم و به جز یکی دو نفر بقیه سال پیش در جشنواره نبوده‌اند.

به پرسش شما و مقایسه حاضران در قسمت موسیقی ابزاری جشنواره پارسال و امسال برمی‌گردم. به من بگویید چهره‌های موسیقی ایرانی که مخاطب هم داشته باشند چند نفرند؟ چندین عدد از آن‌ها که در جشنواره سال قبلی بودند و به دلیل دوردستی من از تکرار، نمی‌خواستیم در جشنواره امسال هم باشند. حال به من بگویید چه نفر باقی می‌مانند؟

اساسا یکی از دغدغه های ما، مساله جدی در عرصه موسیقی ایرانی است. ما نتوانسته‌ایم در این عرصه چهره‌های فراوانی را معرفی کنیم چون بسترش را نداشته‌ایم. در عرصه موسیقی ایرانی افرادی که قادر باشند در مقیاس موسیقی پاپ مخاطب داشته باشند اندک‌اند. برای این که رابطه جامعه با موسیقی سنتی ایرانی کم‌رنگ است. چون رسانه ملی ما کوچکترین قدمی در جهت معرفی این نوع موسیقی برنداشته و سطحی‌نگر است. همه این اتفاقات همراه با تفاوت ناگزیر از قبیل رخنه محیط مجازی در جامعه، دست به دست داده و دست ما را خالی کرده است.

تعداد گروه‌های موسیقی ایرانی پرمخاطب ما، به عدد ۱۰ هم نمی‌رسد و اگر نخواهید همان افرادی را که سال قبلی دعوت کرده‌اید از نو دعوت کنید به سخت برمی‌خورید. من این حقیقت تلخ را با تاسف و تاثر بسیار عرض می‌کنم که در کمال تاسف در عرصه موسیقی ایرانی گزینه‌هایمان اندکند.

در قسمت موسیقی بانوان، در مقابل این انتقاد که چرا از سالن وحدت به فرهنگسرای نیاوران منتقل شده‌اند چه پاسخی دارید؟

حضور در تالار وحدت یا فرهنگسرای نیاوران نه براساس ارزش‌گذاری هنری که براساس نظرها صاحبنظران‌ ما و بررسی توان بلیت فروشی گروه‌ها بوده است. هزینه بلیت‌ها و اختصاص سالن‌ها به هیچ عنوان نشان‌دهنده ارزش‌گذاری هنری ما نیست حتی نسبتی مستقیم با میزان مخاطب هنرمندان که مورد بررسی صاحبنظران ما قرار گرفته است دارد.

در نشست مطبوعاتی سی‌و‌دومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر اعلام کردید که حضور گروه‌های پاپ در جشنواره تنها به قصد درآمدزایی است. سال قبلی بیننده حضور ۱۲ گروه پاپ و امسال بیننده حضور ۱۵ گروه هستیم. این گسترش در راستای همان درآمدزایی است؟

به جای احتساب تعداد گروه‌ها، از شما می‌خواهم تعداد اجراها را ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ کنید. تعداد اجراهای امسال حدودا برابر با تعداد اجراهای سال قبلی است. با احتساب افرادی که در چند فرصت روی صحنه می‌روند، سال قبلی ۱۸ اجرای پاپ داشتیم و امسال ۱۹ اجرا خواهیم داشت. بر این نکته هم تاکید می‌کنم که من امسال تعداد اجراهای پاپ را کاهش دادم و تقاضا بیش از این بود.

آیا دفتر موسیقی و معاونت هنری در طول سال، بده بستانی با گروه‌های پاپی که حضور در جشنواره را پذیرفته‌اند خواهد داشت؟

چه بده بستانی؟

این که به شرط حضور در جشنواره، روند صدور مجوز برای انتشار آلبوم یا اجرا کنسرت برایشان ساده تر شود؟

نه به هیچ عنوان این گونه نیست. اگر کسی که مخاطب دارد و حضورش درآمدزاست و در عین حال مجوز ندارد در جشنواره روی صحنه برود در نتیجه شائبه حضور در جشنواره برای گرفتن مجوز را به خاطر متبادر می‌کند. مطمئن باشید به قدری حساسیت روی جشنواره موسیقی فجر زیاد است که هیچ کس نمی‌تواند بدون مجوز وارد آن شود و هیچ کس نمی‌تواند با حضور در جشنواره سخت مجوز خود را حل کند.

پس این احتمال را به طرز کامل رد می‌کنید؟

بله.

سال قبلی اجرای شجاعت‌خان از هند، ژیوان گاسپاریان از ارمنستان، کاوه یغمایی و گروه تندر باطل شد تا چهار برنامه اعلام شده با اینحال اجرا نشده در کارنامه جشنواره سی‌و‌یکم ثبت شود.

با وجود این دلایلی هم برای باطل هر یک از این کنسرت‌ها مطرح شد با اینحال امسال چه تمهیدی اندیشیده‌اید تا چنین اتفاقی رخ ندهد؟

سال قبلی اتفاق غیرمترقبه‌ای که بر کار ما تاثیر گذاشت مصوبه نشست آمریکا بود و بسیاری از هنرمندان بخش بین‌الملل اعلام کردند نمی‌توانند حضور داشته باشند با اینحال امیدوام امسال بی‌حرف پیش، اجرای باطل شده نداشته باشیم.

در بحث موسیقی فضاهای، با اینکه درمقایسه با سال قبلی بیننده گسترش تعداد گروه‌ها هستیم با اینحال علاقه درمقایسه با دعوت گروه‌هایی با‌مخاطب بیشتر و احتمال درآمدزایی بالاتر چیزی است که نمی‌توان انکارش کرد. مبنایتان برای دعوت گروه‌ها در این بخش چه بود؟

من در بحث موسیقی فضاهای هر دو وجه را در نظر گرفتم. از یک سو  این که از اصالت موسیقی فضاهای دور نشویم و گروه‌هایی را که به اصول و اجرای رپرتواری خالص از موسیقی منطقه‌شان معتقد و متعهدند فراموش نکنیم و وانگهی گروه‌هایی با شکل و شمایل حال حاضر‌تر را که مخاطب بیشتری دارند نادیده نگیریم. هیچ کدام از ۱۰ گروه حاضر در قسمت موسیقی فضاهای از اصالت‌های خود دور نشده‌اند و تنها عده ای از آن‌ها حال حاضر‌ترند.

همراه با این مسئله، ۱۰ استاد پیشکسوت موسیقی فضاهای از پنج منطقه مختلف ایران با عنوان «موسیقی فضاهای ایران (خنیاگران پنج اقلیم)» در این دوره از جشنواره روی صحنه می‌روند و مورد تقدیر هم قرار می‌گیرند. اسامی این استادان هم خیلی زود گفته خواهد شد.

تصویر‌ها: عارف طاهرکناره

اگر به موسیقی سنتی علاقه مند هستید و دوست دارید گفتگو با خوانندگان موسیقی سنتی را پیگیری کنید با آرتلی همراه باشید. به علاوه از طرف دیگر خواهشمندیم دوستان خود را به جمع ما بیافزایید.

لینک منبع